نقش خانواده در ازدواج فامیلی

آیا خانواده‌ها باید در ازدواج فامیلی دخالت کنند؟

  • خانواده‌ها بهتر است حامی و مشاور باشند، نه تصمیم‌گیرنده.
  • انتخاب نهایی باید با خود دختر و پسر باشد.
  • اختلاف زن و شوهر بهتر است بین خودشان حل شود.
  • زوجین باید از ابتدا مرزهای مشخصی با خانواده‌ها داشته باشند.
  • حفظ رابطه فامیلی نباید به قیمت از بین رفتن استقلال دختر و پسر باشد.

وقتی کسی که قرار همسرتون بشه، از قبل یکی از نزدیک‌های فامیل هم بوده، مرز بین زندگی مشترک و خانواده ممکنه کمی پیچیده‌تر بشه. خانواده‌ای که تا قبل از ازدواج بخشی از زندگی‌تون بوده، حالا ممکنه ناخواسته وارد تصمیم‌ها، اختلاف‌ها و حتی حریم خصوصی رابطه‌تون هم بشه.

اگر وارد این مقاله شدید، احتمالا یکی از این سوال‌ها توی ذهنتونه: خانواده‌ها در ازدواج فامیلی چقدر باید دخالت کنن؟ اگر خودمون قصد این ازدواج رو داریم، چطور مرز سالمی با خانواده‌ها داشته باشیم؟ اگر پدر یا مادر هستیم، چطور از فرزندمون حمایت کنیم بدون اینکه انتخابش رو کنترل کنیم؟ و اگر بین زوجین اختلافی پیش اومد، چطور نذاریم این اختلاف به دو خانواده کشیده بشه؟

اگر شمااحتمالا این سوال را دارید
دختر یا پسری هستید که قصد ازدواج با یکی از فامیل را داریدچطور اجازه ندیم خانواده‌ها بیش از حد وارد زندگی‌مان شوند؟
پدر یا مادر یکی از این دو نفر هستیدچطور بفهمیم نگرانی ما منطقیه یا فقط از روی ترسه؟
یکی از اعضای خانواده هستیدچطور حمایت کنیم بدون اینکه در زندگی زوج دخالت کنیم؟
خودتان در یک ازدواج فامیلی هستیداگر بین ما اختلافی پیش بیاید، چطور نذاریم کل فامیل درگیر شود؟
خانواده‌ای هستید که با این ازدواج موافق نیستیدچطور مخالفت خودمان را مطرح کنیم بدون اینکه رابطه‌مان با فرزندمان خراب شود؟
نگران آینده این ازدواج هستیداگر این رابطه به مشکل بخورد، تکلیف رابطه دو خانواده چه می‌شود؟

توی این مقاله قراره به همین سوال‌ها جواب بدیم و ببینیم چطور می‌شه هم رابطه با خانواده رو حفظ کرد و هم حریم زندگی مشترک رو.

قبل از ازدواج فامیلی، خود زوج و خانواده‌ها باید به چه چیزهایی فکر کنند؟

در ازدواج فامیلی، گاهی انتخاب فقط بین «من و کسی که می‌خوام باهاش ازدواج کنم» اتفاق نمی‌افته. ممکنه شما سال‌هاست خانواده طرف مقابل رو هم می‌شناسید و حتی با بعضی از اعضای اون خانواده رابطه عاطفی خوبی داشته باشید. مثلا ممکنه دختری بگه:

«من از خودش خوشم میاد، ولی چیزی که این رابطه رو برام جذاب‌تر کرده اینه که خانواده‌ش همیشه منو دوست داشتن. از بچگی باهام خوب بودن و احساس می‌کنم اگر باهاش ازدواج کنم، وارد خانواده‌ای می‌شم که منو قبول دارن.»

این حس می‌تونه کاملا واقعی و حتی ارزشمند باشه؛ اما قبل از اینکه تمام تصمیم‌تون رو روی این آشنایی بنا کنید، بهتره نگاهی به کلیت ماجرا بندازید؛ به همین دلیل مطالعه مقاله مزایا و معایب ازدواج فامیلی می‌تونه دید جامع‌تری بهتون بده.

اینکه فرد احساس کنه در خانواده همسرش پذیرفته می‌شه، می‌تونه براش آرامش‌بخش باشه؛ اما یک سوال مهم این وسط وجود داره:

اگر خانواده او این‌قدر شما رو دوست نداشتن، باز هم خود این فرد رو برای ازدواج انتخاب می‌کردید؟

چون گاهی علاقه به یک خانواده می‌تونه ان‌قدر پررنگ بشه که بدون اینکه متوجه باشیم، بخشی از ارزیابی ما درباره خود فرد رو تحت تاثیر قرار بده.

مثلا ممکنه یک پسر همیشه از خانواده دختر تعریف کنه، خانواده دختر هم رابطه خیلی خوبی باهاش داشته باشن و او احساس کنه «این خانواده منو مثل بچه خودشون می‌دونن». همین احساس می‌تونه باعث بشه بعضی تفاوت‌های مهم بین خودش و دختر رو کمتر جدی بگیره.

مثلا خودش و طرف مقابل درباره بعضی مسائل اساسی زندگی اختلاف داشته باشن. در این شرایط، محبوب بودن نزد خانواده همسر نمی‌تونه جای سازگاری بین خود زوج رو بگیره.

علاقه خانواده طرف مقابل همیشه ثابت نمی‌ماند

در دوران آشنایی و قبل از ازدواج، ممکنه خانواده طرف مقابل رفتار بسیار صمیمی و پذیرنده‌ای داشته باشن؛ اما بعد از ازدواج، نقش‌ها تغییر می‌کنه. شما دیگه فقط «دختر یا پسر فامیل که دوستش داریم» نیستید؛ تبدیل می‌شید به همسر فرزند ما و همین تغییر نقش ممکنه انتظارات جدیدی ایجاد کنه.

مثلا خانواده‌ای ممکنه قبل از ازدواج همیشه به دختر فامیل بگه:

«تو که دیگه خودمونی، هر وقت خواستی بیا خونمون

اما بعد از ازدواج، همین صمیمیت ممکنه شکل متفاوتی پیدا کنه؛ چون حالا رابطه او با خانواده، با رابطه‌اش با همسرش گره خورده. به همین دلیل بهتره فقط به این فکر نکنید که: «خانواده‌شون منو دوست دارن یا نه؟»

بلکه بپرسید:

  • آیا من در این خانواده پذیرفته می‌شم؛ یا فقط تا وقتی که مطابق انتظارشون رفتار کنم؟
  • آیا می‌تونم با بعضی از اعضای خانواده همسرم اختلاف نظر داشته باشم و همچنان رابطه محترمانه‌ای داشته باشم؟
  • اگر یک روز تصمیمی بگیرم که خانواده همسرم باهاش موافق نباشن، آیا رابطه‌مون همچنان قابل حفظه؟
  • آیا علاقه خانواده طرف مقابل به من، بر اساس شناخت واقعی منه یا بیشتر به این دلیله که سال‌هاست فامیل هستیم؟
  • آیا من دارم خود این فرد رو انتخاب می‌کنم یا تصویری که از «زندگی در این خانواده» دارم هم در تصمیمم نقش زیادی پیدا کرده؟

خودتان را در سه حالت تصور کنید

گاهی یک تمرین ساده می‌تونه این موضوع رو روشن‌تر کنه. تصور کنید:

موقعیتچه چیزی را نشان می‌دهد؟
خود فرد را دوست دارید، حتی اگر خانواده‌اش چندان صمیمی نباشندانتخاب شما بیشتر بر رابطه زوجی استوار است
خانواده‌اش را خیلی دوست دارید، اما درباره خود فرد هنوز تردید داریدممکن است علاقه به خانواده روی تصمیم شما اثر گذاشته باشد
هم خود فرد را می‌خواهید و هم رابطه خوبی با خانواده‌اش داریدهردو بخش می‌توانند نقاط مثبت رابطه باشند، اما نباید یکی جای دیگری را بگیرد

مثلا اگر جواب شما این باشه:

«اگر خانواده‌شون منو دوست نداشتن، احتمالا باز هم خود اون رو می‌خواستم، چون ویژگی‌هایی که برای همسر مناسب می‌دونم در خودش وجود داره.»

این با حالتی فرق داره که بگید:

«نمی‌دونم اگر خانواده‌شون این‌قدر خوب و صمیمی نبودن، اصلا حاضر بودم با خودش ازدواج کنم یا نه.»

دومی لزوما به معنی انتخاب اشتباه نیست؛ فقط نشون می‌ده بخشی از جذابیت این ازدواج از رابطه شما با خانواده طرف مقابل میاد و بهتره این موضوع رو آگاهانه بشناسید.

در نهایت، در ازدواج فامیلی قرار نیست خانواده طرف مقابل رو از معادله حذف کنیم. اتفاقا رابطه خوب با خانواده همسر می‌تونه یک نقطه قوت مهم باشه. مسئله اینه که بتونیم این دو سوال رو از هم جدا کنیم:

آیا من این خانواده رو دوست دارم و در اون احساس پذیرفته شدن می‌کنم؟
آیا من خود این فرد رو برای شریک زندگی بودن انتخاب می‌کنم؟

وقتی جواب هردو سوال روشن باشه، تصمیم شما هم تصویر واقعی‌تری از آینده خواهد داشت.

قبل از ازدواج، خانواده‌ها چه چیزهایی را باید با خودشان روشن کنند؟

اینجا دیگه نمی‌گیم «نگرانی خانواده درست است یا غلط». می‌گیم چون این دو خانواده از قبل یک رابطه فامیلی دارند، قبل از ازدواج باید ببینند این ازدواج چه تغییراتی در آن رابطه ایجاد می‌کنه. مثلا چک‌لیست می‌تونه این‌طوری باشه:

چک‌لیست خانواده‌ها قبل از ازدواج

رابطه دو خانواده

  • آیا هردو خانواده پذیرفته‌اند که بعد از ازدواج، رابطه‌شان فقط رابطه فامیلی نخواهد بود و نسبت‌های جدیدی هم پیدا می‌کنند؟
  • آیا انتظار خاصی از خانواده مقابل دارند که هنوز درباره‌اش صحبت نکرده‌اند؟
  • آیا صمیمیت فعلی دو خانواده قرار است بعد از ازدواج همان شکل قبلی را داشته باشد یا ممکن است تغییر کند؟
  • آیا هر دو خانواده برای تفاوت‌های احتمالی بین زوج آماده‌اند؟

رابطه دختر و پسر

  • آیا خانواده‌ها این دو نفر را به‌عنوان یک زوج مستقل می‌بینند، نه فقط دو عضو یک فامیل؟
  • آیا انتخاب این دو نفر را از رابطه خوب دو خانواده جدا می‌کنند؟
  • آیا اگر این دو نفر در بعضی تصمیم‌ها متفاوت از خانواده‌هایشان فکر کنند، این تفاوت را طبیعی می‌دانند؟

آینده رابطه فامیلی

  • اگر زن و شوهر در آینده اختلافی داشته باشند، آیا خانواده‌ها می‌توانند رابطه فامیلی خودشان را از آن اختلاف جدا نگه دارند؟
  • آیا خانواده‌ها برای حفظ رابطه خودشان، از زوج انتظار ندارند همیشه مطابق خواسته آنها رفتار کنند؟
  • آیا هر دو خانواده می‌دانند که حفظ رابطه فامیلی نباید به قیمت نادیده گرفتن استقلال زوج باشد؟

قبل از ازدواج فامیلی، خانواده‌ها فقط نباید بپرسند آیا این دو نفر برای هم مناسب‌اند؟؛

یک سوال مهم دیگر هم وجود دارد:

اگر این دو نفر ازدواج کنند، رابطه‌ای که سال‌ها بین دو خانواده وجود داشته، چه تغییری خواهد کرد؟

آیا دختر و پسر توانایی تصمیم‌گیری مستقل از خانواده را دارند؟

در ازدواج فامیلی، مستقل تصمیم گرفتن یه کم با ازدواج‌های دیگه فرق داره. چون اینجا دختر و پسر فقط با خانواده خودشون طرف نیستن؛ دو خانواده از قبل با هم رابطه دارن، همدیگه رو می‌شناسن و ممکنه سال‌ها کنار هم بودن. پس طبیعیه که تصمیم این دو نفر، برای خانواده‌ها هم مهم باشه.

اما یه سوال مهم وجود داره: آیا دختر و پسر واقعا می‌تونن خودشون برای زندگی مشترکشون تصمیم بگیرن؟

مستقل بودن قرار نیست یعنی خانواده‌ها رو کنار بذارن یا به حرفشون گوش ندن. خانواده‌ها ممکنه تجربه و شناختی داشته باشن که شنیدنشون مفید باشه. مسئله اینه که بعد از شنیدن نظر خانواده، تصمیم نهایی متعلق به خود دختر و پسر باشه. برای اینکه ببینید این استقلال بین شما وجود داره یا نه، چند سوال ساده رو از خودتون بپرسید:

خودمون واقعا چی می‌خوایم

برای اینکه ببینید تصمیم‌گیری شما واقعا مستقل از خانواده‌هاست یا نه، این چند سؤال رو با هم مرور کنید:

سوال‌هایی که باید از خودتون بپرسید
وقتی درباره ازدواج و آینده حرف می‌زنیم، بیشتر درباره خواسته‌های خودمون صحبت می‌کنیم یا مدام نظر خانواده‌ها وسطه؟
اگر خانواده من با تصمیمی موافق نباشن، می‌تونم باز هم به خواسته و دلایل خودم فکر کنم؟
اگر خانواده طرف مقابلم با تصمیمی مخالف باشن، می‌تونیم بدون اینکه رابطه دو خانواده به هم بخوره، تصمیم خودمون رو بگیریم؟
می‌تونیم بین «چیزی که خانواده‌ها می‌خوان» و «چیزی که خودمون برای زندگی‌مون می‌خوایم» تفاوت بذاریم؟
اگر بین رضایت خانواده و تصمیم مشترک خودمون اختلافی پیش بیاد، می‌تونیم بدون ترس و فشار درباره‌ش با هم حرف بزنیم؟

حالا نتیجه رو ببینید:

اگر بیشتر جواب‌هاتون «بله» استاگر بیشتر جواب‌هاتون «نه» است
احتمالا شما می‌تونید نظر خانواده‌ها رو بشنوید، ولی در نهایت تصمیم زندگی مشترکتون رو خودتون بگیرید.بهتره قبل از ازدواج درباره میزان وابستگی تصمیم‌هاتون به نظر خانواده‌ها بیشتر صحبت کنید.
می‌تونید بین خواسته خودتون و انتظار خانواده‌ها تفاوت بذارید.ممکنه بعضی تصمیم‌ها بیشتر برای راضی نگه داشتن خانواده‌ها گرفته بشن تا براساس خواسته واقعی شما دو نفر.
رابطه شما کم‌کم داره هویت مستقل خودش رو پیدا می‌کنه.بهتره مشخص کنید اگر یک روز نظر دو خانواده با تصمیم شما متفاوت شد، چطور می‌خواید تصمیم بگیرید.

قبل از ازدواج خودتون رو در چند موقعیت واقعی تصور کنید

برای اینکه ببینید واقعا چقدر مستقل تصمیم می‌گیرید، لازم نیست فقط درباره «دخالت خانواده» حرف بزنید. خودتون رو در موقعیت‌های واقعی آینده قرار بدید:

  • اگر درباره محل زندگی با خانواده‌ها اختلاف نظر داشته باشید، تصمیم آخر رو چطور می‌گیرید؟
  • اگر خانواده‌ها درباره شکل برگزاری مراسم نظر متفاوتی داشته باشن، شما دو نفر چطور به یک تصمیم مشترک می‌رسید؟
  • اگر یکی از شما بخواد برای کار یا ادامه تحصیل تصمیمی بگیره که با انتظار خانواده‌ها هماهنگ نباشه، چه اتفاقی می‌افته؟
  • اگر در آینده درباره تربیت بچه با خانواده‌ها اختلاف نظر داشته باشید، می‌تونید روی تصمیم خودتون بمونید؟
  • اگر یکی از خانواده‌ها از تصمیم شما ناراحت بشه، آیا می‌تونید بدون مقصر کردن همسرتون، خودتون مسئول تصمیم مشترکتون باشید؟

این سوال‌ها یه چیز مهم رو مشخص می‌کنن: استقلال شما فقط وقتی وجود داره که همه با شما موافق باشن، یا وقتی خانواده‌ها مخالفن هم می‌تونید روی تصمیم مشترکتون بایستید؟

در ازدواج فامیلی، این موضوع مهمه؛ چون شما فقط وارد یک رابطه جدید نمی‌شید، بلکه وارد مرحله جدیدی از رابطه‌ای می‌شید که از قبل بین دو خانواده وجود داشته. بهتره قبل از ازدواج مطمئن بشید که این رابطه جدید، هویت و تصمیم‌های خودش رو هم داره.

خانواده‌ها چقدر باید در تصمیم ازدواج فرزندشان نقش داشته باشند؟

وقتی صحبت از ازدواج فرزند می‌شه، طبیعیه که خانواده‌ها نظر و نگرانی خودشون رو داشته باشن. بالاخره سال‌هاست فرزندشون رو می‌شناسن و ممکنه چیزهایی ببینن که خودش کمتر بهش توجه کرده باشه؛ اما بین «نظر دادن و کمک به تصمیم‌گیری» و «تصمیم گرفتن به جای فرزند» یک تفاوت مهم وجود داره.

این تفاوت در ازدواج فامیلی به دلیل آشنایی قبلی پررنگ‌تر می‌شه. نقش سالم خانواده بیشتر شبیه اینه که کنار فرزندش باشه، نه جای او.

یعنی اگر نکته‌ای می‌بینه، مطرحش کنه، اگر تجربه‌ای داره در اختیارش بذاره و اگر نگرانی‌ای داره درباره‌ش حرف بزنه؛ اما در نهایت این دختر و پسر هستن که باید ببینن آیا می‌خوان با این فرد زندگی مشترک بسازن یا نه.

مثلا وقتی خانواده می‌گه:

«ما این خانواده رو سال‌هاست می‌شناسیم. چند تا نکته هست که به نظرمون بهتره قبل از ازدواج درباره‌شون بیشتر فکر کنی.»

داره اطلاعات و تجربه خودش رو در اختیار فرزندش می‌ذاره؛ اما وقتی می‌گه:

«چون ما این خانواده رو می‌شناسیم، پس مطمئنیم این ازدواج به صلاحته و باید همین کار رو بکنی.»

دیگه از حمایت فاصله گرفته و وارد تصمیم‌گیری به جای فرزند شده. برای تشخیص این دو، می‌تونید از خودتون بپرسید:

حمایت از انتخاب فرزندتصمیم‌گیری به جای فرزند
نظر و تجربه خودشون رو می‌گن.انتظار دارن فرزند دقیقا طبق نظر اون‌ها عمل کنه.
سؤال می‌پرسن و کمک می‌کنن جوانب مختلف دیده بشه.جواب تصمیم رو از قبل مشخص کرده‌اند.
ممکنه با انتخاب فرزند موافق نباشن، ولی درباره دلیل مخالفتشون صحبت می‌کنن.مخالفت رو به فشار برای تغییر تصمیم تبدیل می‌کنن.
مسئولیت انتخاب نهایی رو به خود دختر و پسر می‌سپارن.مسئولیت انتخاب رو خودشون به عهده می‌گیرن.
حتی بعد از تصمیم فرزند، رابطه حمایتی خودشون رو حفظ می‌کنن.رضایت یا نارضایتی خودشون رو شرط حمایت قرار می‌دن.

یک نشونه خوب اینه که بعد از صحبت با خانواده، فرزند با فکر و اطلاعات بیشتری روبه‌رو شده باشه، نه اینکه احساس کنه دیگه حق انتخاب نداره.

اگر خانواده با ازدواج مخالف باشد، چطور باید مخالفتش را مطرح کند؟

مخالفت خانواده لزوما اتفاق بدی نیست. حتی گاهی ممکنه یک نکته مهم وجود داشته باشه که دختر یا پسر خودش متوجهش نشده باشه. چیزی که اهمیت داره، نحوه مطرح کردن این مخالفته.

بهتره خانواده به جای جمله‌های کلی مثل «این ازدواج درست نیست»، درباره چیزی که باعث مخالفتش شده مشخص صحبت کنه. مثلا: «ما این فامیل رو می‌شناسیم، به درد هم نمی‌خورید.»

بهتره گفته بشه: «ما درباره تفاوتی که در سبک زندگی شما دو نفر دیدیم نگرانیم و فکر می‌کنیم قبل از ازدواج بهتره بیشتر درباره‌ش صحبت کنید.»

یا: «این ازدواج رو نمی‌خوایم، چون اگر خراب بشه آبروی دو خانواده می‌ره.»

بهتره: «نگرانی ما اینه که اگر بین شما اختلاف جدی ایجاد بشه، رابطه‌ای که سال‌ها بین دو خانواده وجود داشته هم تحت تاثیر قرار بگیره. اگر شما هم درگیر چنین دلهره‌هایی هستید، حتما مقاله مربوط به ترس‌های ازدواج فامیلی را بخوانید.

دوست داریم قبل از ازدواج ببینید برای این شرایط چه فکری دارید. یعنی خانواده بهتره به جای اینکه فقط بگه «نه»، توضیح بده «چرا نه؟» اگر مخالفتی وجود داره، این چند سوال می‌تونه کمک کنه:

  • دقیقا با کدوم بخش این ازدواج مخالفیم؟
  • آیا این مخالفت درباره خود فرده یا درباره خانواده‌اش؟
  • چیزی که ما می‌دونیم، آیا خود دختر یا پسر هم ازش خبر داره؟
  • آیا درباره این موضوع با خودشان صحبت کرده‌ایم یا فقط براساس برداشت خودمان قضاوت کرده‌ایم؟
  • آیا داریم از یک اتفاق قدیمی در فامیل می‌ترسیم یا درباره شرایط همین دو نفر حرف می‌زنیم؟
  • اگر فرزندمان بعد از شنیدن نظر ما همچنان این انتخاب را داشته باشد، آیا می‌توانیم بدون تخریب رابطه، کنارش بمانیم؟

هدف از مطرح کردن مخالفت این نیست که خانواده حتما فرزندش رو منصرف کنه. هدف اینه که موضوعی که از نظر خانواده مهمه، قبل از ازدواج دیده و بررسی بشه.

آیا «ما فامیلش را می‌شناسیم» برای شناخت یک همسر کافی است؟

این جمله در ازدواج فامیلی خیلی آشناست: ما که این خانواده رو می‌شناسیم؛ اما یک تفاوت مهم وجود داره: ش ناختن یک نفر به‌عنوان فامیل، با شناختن او به‌عنوان همسر فرق داره.برای همین، خانواده‌ها بهتره بین این دو نوع شناخت تفاوت بذارن:

شناخت خانوادگیشناخت برای ازدواج
سال‌هاست می‌شناسیمشمی‌دونیم در رابطه عاطفی و زندگی مشترک چطور رفتار می‌کنه
خانواده‌ش آدم‌های خوبی هستن.خود این فرد برای نقش همسر چه ویژگی‌هایی داره؟
با ما همیشه خوب بوده.در اختلاف نظر با شریک عاطفی چطور رفتار می‌کنه؟
همیشه در جمع فامیل محترم بوده.در تصمیم‌گیری، مسئولیت‌پذیری و حل مسئله چطوره؟
ما به این خانواده اعتماد داریم.دختر و پسر درباره آینده و زندگی مشترک چقدر شناخت واقعی دارن؟

پس شناخت خانواده طرف مقابل اطلاعات ارزشمندیه؛ اما تمام اطلاعات موردنیاز برای انتخاب همسر نیست.

گاهی بهتره خانواده بگه: ما چیزهایی درباره این خانواده می‌دونیم که شاید به دردت بخوره؛ بیا با هم بررسی‌شون کنیم، اما انتخاب نهایی با خودته.

این دقیقا همون نقطه‌ایه که تجربه خانواده به کمک انتخاب فرزند میاد، بدون اینکه جای انتخاب او رو بگیره.

شناختن یک نفر به‌عنوان فامیل، لزوما به معنی شناختن او به‌عنوان همسر آینده نیست. پس پیش از اینکه به موافقت یا مخالفت خانواده‌ها فکر کنید، اول باید ببینید رابطه عاطفی در ازدواج فامیلی چطور شکل گرفته و آیا پایه‌های لازم برای یک زندگی مشترک رو داره.

بعد از ازدواج، مرز بین زندگی مشترک و خانواده کجاست؟

blank

بعد از ازدواج فامیلی، جدا کردن زندگی مشترک از خانواده‌ها ممکنه کمی پیچیده‌تر باشه؛ نه لزوما چون خانواده‌ها بیشتر دخالت می‌کنن، بلکه چون از قبل بین دو خانواده یک رابطه نزدیک وجود داشته.

اینجا یک مرز مهم وجود داره: خانواده می‌تونه بخشی از شبکه حمایتی زوج باشه؛ اما نباید تبدیل به بخشی از خود رابطه زوجی بشه. یعنی لازم نیست زن و شوهر از خانواده‌ها فاصله بگیرن؛ فقط باید مشخص باشه کدوم موضوع‌ها مربوط به خود زوج هستن و کدوم موضوع‌ها واقعا به کمک خانواده نیاز دارن.

بیشتر مربوط به خود زوج استممکن است کمک خانواده لازم باشد
تصمیم‌های روزمره زندگیشرایطی که زوج واقعا به حمایت عملی نیاز دارند
اختلاف سلیقه و تفاوت نظربحران‌های جدی که حل آن‌ها برای زوج دشوار شده
برنامه‌ریزی برای آیندهشرایطی که نیاز به کمک تخصصی یا حمایت خانوادگی وجود دارد
مسائل خصوصی رابطهموقعیت‌هایی که خانواده می‌تواند بدون گرفتن اختیار تصمیم، حمایت کند

پس سوال اصلی اینه:

آیا حضور خانواده در این موضوع به بهتر شدن شرایط کمک می‌کنه یا فقط باعث می‌شه زوج فرصت حل مسئله بین خودشان را از دست بدهند؟

چه زمانی دخالت خانواده می‌تواند کمک‌کننده باشد؟

ورود هر خانواده‌ای الزاما دخالت منفی نیست. گاهی واقعا ممکنه حضور خانواده شرایط رو راحت‌تر کنه؛ مخصوصا وقتی زوج خودشان درخواست کمک کرده باشند یا مسئله‌ای وجود داشته باشه که بدون حمایت دیگران سخت‌تر مدیریت بشه.

یک نشونه ساده برای تشخیص این موضوع:

اگر زوج بتوانند بگویند «ما از خانواده کمک خواستیم»، احتمالا با حمایت روبه‌رو هستیم؛ اما اگر خانواده بدون اینکه زوج بخواهند، وارد تصمیم یا حل مسئله شده باشد، باید درباره مرزها دوباره فکر کرد.

کمک خانواده معمولا زمانی مفیدتره که:

  • زوج خودشون درخواست کمک کرده باشن.
  • خانواده بیشتر راه‌حل پیشنهاد بده تا اینکه تصمیم نهایی رو بگیره.
  • کمک خانواده موقتی و متناسب با مسئله باشه.
  • بعد از کمک، تصمیم دوباره به خود زوج برگرده.
  • کمک گرفتن باعث نشه یکی از زوجین در مقابل خانواده طرف مقابل قرار بگیره.

در واقع، حمایت سالم باید کاری کنه که زوج قوی‌تر و مستقل‌تر بشن، نه اینکه برای هر مسئله‌ای به خانواده وابسته‌تر بشن.

چه زمانی بهتر است خانواده‌ها عقب بایستند؟

گاهی بهترین کمکی که خانواده می‌تونه بکنه، وارد نشدن به مسئله است. به‌خصوص وقتی موضوع فقط یک اختلاف نظر معمولی بین زن و شوهره و خودشان می‌تونن درباره‌ش صحبت کنن، حضور خانواده ممکنه مسئله رو از یک موضوع دو نفره به موضوع چند نفره تبدیل کنه.

مثلاً اگر زوج با هم درباره یک موضوع شخصی اختلاف نظر پیدا کردن، لازم نیست مادرزن از ماجرا باخبر بشه و بعد این موضوع به مادرشوهر، خواهر، برادر یا بقیه اعضای فامیل منتقل بشه. حتی ممکنه خود زوج مسئله رو همان روز حل کرده باشن؛ اما خبرش در خانواده‌ها باقی بمونه و بعد هرکس برداشت خودش رو از ماجرا داشته باشه.

خانواده بهتره بیشتر عقب بایسته وقتی:

  • زوج هنوز فرصت نکردن خودشون درباره مسئله صحبت کنن.
  • اختلاف، یک موضوع معمولی و قابل‌حل بین دو نفره.
  • یکی از زوجین فقط برای اینکه حرف خودش رو به کرسی بنشونه خانواده رو وارد می‌کنه.
  • حضور خانواده باعث می‌شه طرف مقابل احساس کنه در مقابل یک جمع قرار گرفته.
  • مسئله بیشتر به حریم خصوصی رابطه مربوطه تا موضوعی که خانواده واقعا مسئول یا درگیرش باشه.

عقب ایستادن خانواده به معنی بی‌تفاوتی نیست. یعنی خانواده می‌دونه هر مشکلی قرار نیست با حضور او حل بشه. گاهی یک زوج لازم دارن یاد بگیرن اختلاف نظر داشته باشن، مذاکره کنن، اشتباه کنن و دوباره به توافق برسن؛ و این مهارت فقط وقتی شکل می‌گیره که فرصت داشته باشن مسئله‌هاشون رو خودشان مدیریت کنن.

با اینکه خانواده‌ها توی ازدواج فامیلی ممکنه نقش پررنگی داشته باشن، انتخاب نهایی باید بر اساس شناخت واقعی خود دختر و پسر از هم شکل بگیره. اگر می‌خواید درباره این موضوع بیشتر بدونید و بقیه ابعاد ازدواج فامیلی رو هم بررسی کنید، می‌تونید به مقاله جامع ازدواج فامیلی سر بزنید.

آیا پدر و مادر باید برای آشتی دادن زوجین وارد شوند؟

وقتی زن و شوهر باهم اختلاف پیدا می‌کنن، ممکنه خانواده‌ها از روی محبت بخوان سریع وارد بشن و آشتی‌شون بدن. مخصوصا در ازدواج فامیلی که دو خانواده از قبل همدیگه رو می‌شناسن، ممکنه والدین احساس کنن اگر زودتر میانجی‌گری کنن، هم مشکل زوج حل می‌شه و هم رابطه فامیلی حفظ می‌شه.

اما قبل از ورود، یک سؤال مهم وجود داره: آیا خود زوج از ما کمک خواستن؟

اگر جواب مثبته، خانواده می‌تونه در حد یک واسطه آرام و بی‌طرف کمک کنه؛ نه اینکه مشخص کنه حق با کدوم طرفه. مثلا خانواده می‌تونه کمک کنه دو نفر دوباره فرصت صحبت کردن پیدا کنن؛ اما بهتره وارد قضاوت نشه یا جزئیات اختلاف رو بین اعضای فامیل پخش نکنه.

اما اگر زوج فقط یک اختلاف معمولی دارن و هنوز خودشون برای حلش فرصت پیدا نکردن، بهتره خانواده عجله نکنه. چون ممکنه یک اختلاف که امروز بین دو نفر قابل حل بوده، با وارد شدن والدین تبدیل بشه به مسئله‌ای بین دو خانواده. اگر قرار شد خانواده برای آشتی کمک کنه، بهتره چند اصل رو رعایت کنه:

  • طرف هیچ‌کدام را نگیرد.
  • دنبال پیدا کردن «مقصر» نباشد.
  • جزئیات خصوصی رابطه را بین فامیل مطرح نکند.
  • زوج را مجبور به آشتی فوری نکند.
  • تصمیم نهایی را به خود زوج برگرداند.
  • بعد از آرام شدن شرایط، دوباره از رابطه زوج فاصله بگیرد.

هدف از میانجی‌گری سالم این نیست که خانواده مشکل زوج را حل کند؛ هدف اینه که اگر خود زوج موقتا نمی‌تونن به گفت‌وگو برگردن، کمک کنه دوباره امکان گفت‌وگو ایجاد بشه.

زوجین چطور جلوی کشیده شدن اختلافشان به فامیل را بگیرند؟

در ازدواج فامیلی، یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها اینه که زوج یاد بگیرن هر اختلافی را به یک موضوع خانوادگی تبدیل نکنن.

گاهی آدم وقتی ناراحته، اولین کاری که می‌کنه اینه که برای درد دل سراغ یکی از نزدیک‌ترین آدم‌ها می‌ره؛ اما اگر آن فرد، یکی از اعضای خانواده خودش یا همسرش باشه، ممکنه ماجرا از یک درد دل ساده فراتر بره. برای جلوگیری از این اتفاق، قبل از ازدواج یا در ابتدای زندگی مشترک می‌تونید با هم چند قانون مشخص داشته باشید:

  • ۱. اول خودمون، بعد دیگران: قبل از اینکه اختلاف رو برای خانواده تعریف کنید، اول ببینید خودتون می‌تونید درباره‌ش صحبت کنید یا نه.
  • ۲. هر چیزی قابل گفتن به خانواده نیست: بعضی جزئیات رابطه فقط متعلق به خود زوجه و گفتنش به دیگران، حتی با نیت درد دل، ممکنه حریم رابطه رو از بین ببره.
  • ۳. برای خانواده‌ها نقش مشخص تعریف کنید: اگر قرار باشه در یک شرایط خاص از خانواده کمک بگیرید، از قبل مشخص کنید چه کسی، در چه شرایطی و تا چه اندازه وارد موضوع می‌شه.
  • ۴. همسرتون رو مقابل خانواده خودتون قرار ندید: به جای اینکه بگید «همسرم باعث شد این تصمیم رو بگیریم»، بهتره اگر تصمیم مشترک شماست، بگید: ما دوتایی به این نتیجه رسیدیم.
  • ۵. اختلاف امروز رو به سابقه خانوادگی تبدیل نکنید: در ازدواج فامیلی، اگر هر اختلاف کوچک وارد جمع خانواده بشه، ممکنه مدت‌ها در ذهن افراد باقی بمونه؛ حتی وقتی خود زوج خیلی وقت پیش مسئله رو حل کرده باشن.

در نهایت، مرز سالم یعنی خانواده‌ها حذف نشن، اما جای زوج رو هم نگیرن. زن و شوهر می‌تونن همچنان با خانواده‌ها صمیمی باشن، ازشون کمک بگیرن و رابطه فامیلی خودشون رو حفظ کنن؛ اما در کنارش یاد بگیرن که همه مسائل زندگی مشترک، مسئله خانواده نیست.

اگر خانواده‌ها با هم اختلاف پیدا کنند، تکلیف زوجین چیست؟

در ازدواج فامیلی، ممکنه اختلاف فقط بین زن و شوهر اتفاق نیفته؛ گاهی بین دو خانواده‌ای که قبل از ازدواج هم با هم رابطه فامیلی داشتن مشکلی پیش میاد. مثلا ممکنه پدر و مادرها، خواهر و برادرها یا حتی بزرگ‌ترهای فامیل با هم دچار اختلاف بشن.

اینجا زوج ممکنه خودش رو وسط یک موقعیت سخت ببینه: از یک طرف خانواده‌ای که سال‌ها کنارش بوده و از طرف دیگه همسری که حالا خانواده و زندگی خودش محسوب می‌شه؛ اما قرار نیست هر اختلافی بین دو خانواده، زوج رو مجبور کنه که یکی رو انتخاب کنه.

اگر خانواده من با خانواده همسرم مشکل پیدا کرد، طرف چه کسی را بگیرم؟

اولین نکته اینه که قرار نیست همیشه یکی را انتخاب کنید. اختلاف خانواده‌ها لزوما به این معنی نیست که شما هم باید وارد همان اختلاف بشید. قبل از اینکه موضع بگیرید، بهتره از خودتون بپرسید:

  • این اختلاف واقعا به من و همسرم مربوطه یا فقط بین اعضای خانواده اتفاق افتاده؟
  • آیا از هر دو طرف ماجرا رو شنیدم یا فقط روایت خانواده خودم رو می‌دونم؟
  • آیا حمایت از خانواده من به معنی تایید رفتار اشتباه یکی از اعضای خانواده است؟
  • آیا مخالفت با رفتار خانواده همسرم به معنی بی‌احترامی به خود همسرمه؟
  • آیا لازم است من و همسرم وارد این اختلاف بشیم یا می‌تونیم رابطه خودمون رو از آن جدا نگه داریم؟

حمایت از خانواده به معنی تایید همه رفتارهای آنها نیست؛ همان‌طور که حمایت از همسر هم به معنی دشمن شدن با خانواده او نیست. اگر اختلاف واقعا به رابطه زوج مربوط نباشه، معمولا بهتره زن و شوهر اجازه بدن خود اعضای خانواده مسئله‌شون رو حل کنن.

آیا اختلاف دو خانواده باید وارد رابطه زوج شود؟

تا وقتی اختلاف خانواده‌ها مستقیما روی زندگی مشترک اثر نگذاشته، بهتره بین رابطه زوج و اختلاف خانواده‌ها یک مرز مشخص وجود داشته باشه.

مثلا اگر دو خانواده به خاطر یک موضوع شخصی با هم قهر کرده‌اند، این اختلاف نباید باعث بشه زن و شوهر هم با هم سرد بشن یا احساس کنن باید رفتار خانواده خودشون رو در زندگی مشترک جبران کنن.

این موضوع در ازدواج فامیلی می‌تونه حساس‌تر باشه؛ چون اعضای دو خانواده ممکنه نسبت‌های مختلفی با هم داشته باشن. مثلا مادر عروس و مادر داماد ممکنه خواهر باشن، پدرها برادر باشن یا زوج از چند طرف با یک خانواده نسبت داشته باشن. در چنین شرایطی، یک اختلاف خانوادگی می‌تونه خیلی راحت از یک رابطه به رابطه دیگه منتقل بشه؛ اما بهتره زوج یک سؤوال ساده رو از خودش بپرسه:

این مشکلیه که خانواده‌های ما دارن، یا مشکلیه که ما به عنوان یک زوج داریم؟

اگر مسئله مربوط به خانواده‌هاست، لازم نیست خودبه‌خود به مسئله زن و شوهر تبدیل بشه.

چطور بین احترام به خانواده و حمایت از همسر تعادل برقرار کنیم؟

احترام به خانواده و حمایت از همسر قرار نیست دو انتخاب کاملا متضاد باشن. چیزی که اهمیت داره اینه که هر رابطه جای خودش رو داشته باشه.

ممکنه شما همچنان برای پدر، مادر، خواهر یا برادرتون احترام قائل باشید؛ اما در عین حال اجازه ندید اختلاف آنها باعث بی‌احترامی به همسرتون بشه. از طرف دیگه، حمایت از همسر هم به این معنی نیست که هر رفتار خانواده خودتون رو نادیده بگیرید یا به خاطر همسر با خانواده قطع رابطه کنید.

تعادل سالموقتی تعادل به هم می‌خورد
حرف خانواده را می‌شنویم، اما درباره زندگی خودمان تصمیم می‌گیریم.هر اختلاف خانوادگی مستقیما روی رابطه زوج اثر می‌گذارد.
اگر رفتار کسی اشتباه باشد، صرفا به خاطر فامیل بودن از آن دفاع نمی‌کنیم.برای حمایت از خانواده، همسرمان را تحت فشار قرار می‌دهیم.
از همسرمان در برابر بی‌احترامی حمایت می‌کنیم.حمایت از همسر را با دشمنی با خانواده اشتباه می‌گیریم.
اختلاف خانواده‌ها را تا جای ممکن از رابطه خودمان جدا نگه می‌داریم.مشکلات دو خانواده تبدیل به مشکل زن و شوهر می‌شود.

در نهایت، قرار نیست زوج بین «خانواده من» و «همسر من» یکی را حذف کند. هدف اینه که هردو رابطه در جای درست خودشون قرار بگیرن و اختلافی که متعلق به خانواده‌هاست، هویت و آرامش زندگی مشترک رو تعیین نکنه.

تکالیف روانشناس برای خانواده و زوجین در ازدواج فامیلی

اگر تا اینجای مقاله با ما همراه بودید، حالا می‌خوام یک تکلیف بهتون بدم. یک کاغذ و قلم بردارید و جواب سوال‌های زیر رو برای خودتون بنویسید.

قرار نیست جواب درست یا غلطی پیدا کنید یا فقط با «بله» و «نه» جواب بدید. برای هر سوال، چند جمله بنویسید و تا جای ممکن با مثال واقعی از شرایط خودتون جواب بدید. اگر جایی جوابش براتون سخته، از کنارش رد نشید؛ اتفاقا همون سؤال می‌تونه نشون بده کدوم بخش از رابطه یا ارتباط با خانواده‌ها هنوز برای شما روشن نشده.

فرقی نمی‌کنه این مقاله رو به عنوان دختر یا پسر، پدر یا مادر، یا زن و شوهر می‌خونید؛ این چک‌لیست کمک می‌کنه به جای اینکه فقط درگیر نگرانی‌ها و حرف‌های اطرافیان باشید، شرایط خودتون رو واضح‌تر ببینید.

در ازدواج فامیلی یه سری نکات مربوط به سلامت و مسائل بیولوژیکی هم هست که بهتره قبل از تصمیم‌گیری جدی بگیرید. اگه می‌خواید درباره این بخش بیشتر بدونید، می‌تونید جزئیاتش رو توی مقاله ریسک‌های ژنتیکی ازدواج فامیلی بخونید.

حالا درباره خودتون بنویسید:

  1. من واقعا چرا این ازدواج رو می‌خوام؟ اگر خانواده‌ها و نظر فامیل وجود نداشت، باز هم همین انتخاب رو می‌کردم؟ چرا؟
  2. من طرف مقابلم رو چقدر به عنوان یک همسر می‌شناسم، نه فقط به عنوان یکی از اعضای فامیل؟ چه چیزهایی درباره شخصیت، ارزش‌ها و سبک زندگی او می‌دونم؟
  3. چه چیزی در خانواده طرف مقابلم باعث می‌شه احساس کنم این خانواده برای من مناسبه؟ آیا این موضوع روی انتخاب خودِ فرد هم تأثیر گذاشته؟
  4. اگر یک روز بین خواسته من و انتظار خانواده‌ها اختلافی ایجاد بشه، فکر می‌کنم چه اتفاقی می‌افته؟ من و طرف مقابلم چطور باید با این موقعیت برخورد کنیم؟
  5. خانواده‌های ما بعد از ازدواج چه تغییری در رابطه‌شون خواهند داشت؟ چه انتظاراتی ممکنه از ما داشته باشن؟
  6. کدوم مسائل زندگی مشترکمون باید فقط بین خودمون بمونه؟ و اگر مشکلی پیش اومد، چه زمانی و از چه کسی برای کمک استفاده می‌کنیم؟
  7. اگر بین دو خانواده اختلافی پیش بیاد، من چطور می‌تونم رابطه خودم با همسرم رو از اون اختلاف جدا نگه دارم؟
  8. اگر پدر یا مادر هستم، آیا واقعاً دارم به فرزندم کمک می‌کنم تصمیم بگیره یا بخشی از تصمیم رو به جای او می‌گیرم؟ دلیل رفتارم چیه؟
  9. اگر زن و شوهر هستیم، وقتی بین خانواده‌هامون اختلافی پیش میاد، چطور می‌خوایم از رابطه خودمون مراقبت کنیم؟
  10. بزرگ‌ترین موضوعی که هنوز درباره این ازدواج یا رابطه بین دو خانواده برای من مبهمه چیه؟ برای روشن شدنش به چه گفت‌وگویی نیاز دارم؟

در پایان، نوشته‌هاتون رو یک بار از اول تا آخر بخونید و فقط یک سؤال از خودتون بپرسید:

بعد از اینکه همه این‌ها رو روی کاغذ آوردم، الان دقیقا می‌دونم مسئله اصلی من چیه؟

اگر جواب این سؤال هنوز براتون روشن نیست، عجله نکنید. گاهی بیرون آمدن از سردرگمی، با پیدا کردن یک جواب قطعی شروع نمی‌شه؛ با مشخص شدن سوال‌های درست شروع می‌شه.

اگر پدر یا مادر هستید، این چند سوال رو هم از خودتون بپرسید:

  • آیا دارم به فرزندم کمک می‌کنم تصمیم بگیره یا دارم به جای او تصمیم می‌گیرم؟
  • آیا مخالفت یا موافقتم بر اساس شناخت واقعی از این رابطه است؟
  • آیا می‌تونم انتخاب فرزندم رو حتی وقتی با نظر من متفاوت است، محترم بشمارم؟
  • آیا می‌تونم رابطه فامیلی خودم با خانواده طرف مقابل رو از رابطه زوجی فرزندم جدا نگه دارم؟
  • اگر بین این دو نفر اختلافی پیش بیاد، آیا واقعاً لازم است من وارد ماجرا بشم؟
  • آیا می‌تونم اطلاعاتی رو که درباره زندگی خصوصی آنها می‌شنوم، به دیگر اعضای خانواده منتقل نکنم؟

اگر زن و شوهر هستید، این سوال‌ها رو جدی‌تر بررسی کنید:

  • آیا اختلاف‌های خانواده‌های ما وارد رابطه خودمون می‌شه؟
  • وقتی یکی از خانواده‌ها از همسرم ناراحت می‌شه، آیا من هم احساس می‌کنم باید بین آنها یکی رو انتخاب کنم؟
  • آیا مسائل خصوصی زندگی‌مون بین اعضای فامیل جابه‌جا می‌شه؟
  • آیا می‌تونیم بدون وارد کردن خانواده‌ها، درباره اختلاف‌های خودمون گفت‌وگو کنیم؟
  • آیا هر دو نفرمون برای حفظ حریم زندگی مشترک، یک موضع مشترک داریم؟

حالا برگردید به جواب‌هاتون

لازم نیست تعداد «بله»ها رو بشمارید و با یک عدد تصمیم به ازدواج بگیرید. این چک‌لیست تست ازدواج نیست. چیزی که اهمیت داره، سوال‌هاییه که جواب دادن به آن‌ها برای شما سخت بوده.

کنار هر سوالی که جوابش «نه» یا «تاحدی» بوده، یک علامت بزنید و از خودتون بپرسید:

قبل از اینکه تصمیم بزرگ‌تری بگیرم، درباره این موضوع چه چیزی باید بین من، همسرم و خانواده‌ها روشن بشه؟

پس اگر قرار باشه یک چیز از این مقاله با خودتون ببرید، این باشه:

در ازدواج فامیلی فقط قرار نیست ببینیم «من و تو برای هم مناسبیم یا نه»؛ باید ببینیم آیا می‌تونیم در کنار این ازدواج، رابطه بین دو خانواده رو هم به شکلی سالم و مستقل مدیریت کنیم یا نه.

در نهایت لطفا نظرات و تجربه‌هاتون رو درباره نقش خانواده در ازدواج‌های فامیلی برامون بنویسید؛ به نظرتون بزرگ‌ترین چالش این مدل ازدواج‌ها چیه؟

سوالات متداول نقش خانواده در ازدواج فامیلی

مرز حمایت خانواده و دخالت در ازدواج فامیلی کجاست؟

وقتی خانواده بدون گرفتن اختیار تصمیم‌گیری از زوج، فقط برای حمایت یا مشورت کنار آنهاست، نقش حمایتی دارد؛ تصمیم‌گیری به جای زوج، دخالت محسوب می‌شود.

آیا خانواده‌ها باید از اختلافات زن و شوهر فامیل باخبر شوند؟

نه لزوما. اختلافات شخصی بهتر است ابتدا بین خود زوج حل شود و فقط در صورت نیاز از فرد مناسب کمک گرفته شود.

چطور جلوی کشیده شدن اختلاف زوجین به فامیل را بگیریم؟

با توافق قبلی بر سر اینکه چه مسائلی خصوصی بماند و اختلاف‌ها قبل از مطرح شدن برای خانواده، تا حد امکان بین خود زوج بررسی شود.

اگر خانواده در تصمیم‌های زندگی مشترک بیش از حد نظر بدهد، زوج چه کار کنند؟

بهتر است زوج درباره حدود دخالت خانواده با یکدیگر به توافق برسند و این مرز را محترمانه و یکسان به خانواده‌هایشان منتقل کنند.

آیا در ازدواج فامیلی باید مرز مشخصی با خانواده‌ها تعیین شود؟

بله. مشخص بودن اینکه چه موضوعاتی خصوصی است و چه زمانی از خانواده کمک گرفته می‌شود، از بسیاری از سوءتفاهم‌های بعدی جلوگیری می‌کند.

امتیاز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *