چرا در رابطه سمی میمانیم

گاهی خودت هم می‌دونی این رابطه دیگه حالتو خوب نمی‌کنه؛ می‌دونی بارها ناراحتت کرده، خسته‌ات کرده و حتی شاید بارها با خودت گفتی «این بار دیگه تمومش می‌کنم»… اما باز هم می‌مونی.

بعد ممکنه از خودت بپرسی: «پس چرا نمی‌تونم جدا بشم؟ چرا با اینکه می‌دونم این رابطه برام خوب نیست، هنوز دلم نمیاد ترکش کنم؟»

ماندن در یک رابطه سمی همیشه به معنی ضعیف بودن یا نداشتن اراده نیست. گاهی

  • وابستگی عاطفی
  • ترس از تنهایی
  • امید به تغییر طرف مقابل
  • خاطرات خوب
  • احساس گناه
  • ترس از آینده

باعث می‌شن رفتن خیلی سخت‌تر از چیزی باشه که از بیرون به نظر می‌رسه. در این مقاله می‌خوایم بدون سرزنش کردن خودمون، کمی دقیق‌تر به این سوال نگاه کنیم: چه چیزی ما را در یک رابطه سمی نگه می‌دارد؟

12 علت ماندن در یک رابطه تاکسیک

گاهی خودت هم می‌دونی این رابطه دیگه برات خوب نیست. حتی شاید چند بار با خودت گفته باشی: «این دفعه دیگه تمومش می‌کنم.» ولی وقتی پای رفتن می‌رسه، انگار همه‌چیز سخت‌تر از چیزیه که فکر می‌کردی.

دکتر رامانی دورواسولا، روان‌شناس بالینی می‌گه موندن توی یه رابطه ناسالم همیشه از این نیست که نمی‌فهمیم رابطه داره بهمون آسیب می‌زنه. ترس از تنهایی، نیاز به امنیت، امید به تغییر و وابستگی عاطفی می‌تونن باعث بشن جدا شدن برامون خیلی سخت بشه.

گاهی هم رابطه بین ناراحتی و محبت، فاصله گرفتن و دوباره نزدیک شدن مدام در نوسانه و همین چرخه می‌تونه وابستگی شدیدی ایجاد کنه؛ چیزی که جان گاتمن ازش با عنوان trauma bonding یاد می‌کنه.

پس شاید سوال اصلی این نباشه که «چرا ازش نمیام بیرون؟»؛ شاید بهتره از خودت بپرسی: «چی داره منو توی این رابطه نگه می‌داره؟» برای جواب این سوال، باید یه کم عمیق‌تر نگاه کنیم، پس در ادامه همراهمون بمون.

البته قبل از اینکه بخوایم درباره دلیل موندن حرف بزنیم، یه سوال مهم‌تر وجود داره: از کجا بفهمیم رابطه‌ای که توش هستیم واقعا سمیه؟ چون هر رابطه‌ای که توش اختلاف، ناراحتی یا دعوا وجود داره، لزوما یک رابطه تاکسیک نیست.

اگه هنوز درباره این موضوع مطمئن نیستی، می‌تونی نشانه‌های رابطه سمی رو بررسی کنی تا ببینی چه رفتارها و الگوهایی می‌تونن یک رابطه رو به رابطه‌ای ناسالم تبدیل کنن.

1. وابستگی عاطفی چگونه باعث ماندن در رابطه ناسالم می‌شود؟

گاهی خودت هم می‌دونی این رابطه داره اذیتت می‌کنه، ولی باز نمی‌تونی دل بکنی. نه اینکه ندونی باید بری؛ اتفاقا می‌دونی. فقط فکر اینکه دیگه نباشه، برات سخته.

مثلا هر بار که دعواتون می‌شه، با خودت می‌گی: «دیگه نمی‌خوام ادامه بدم.» ولی چند ساعت بعد که آروم‌تر می‌شی یا اون دوباره مهربون می‌شه، دلت می‌گه: «شاید این بار فرق داشته باشه.»

پژوهش‌ها هم نشون می‌دن اضطراب دلبستگی و ترس از دست دادن رابطه می‌تونه باعث بشه آدم حتی وقتی از رابطه‌اش راضی نیست، باز هم به موندن تمایل داشته باشه. اینجاست که باید یه سؤال مهم از خودمون بپرسیم: من واقعاً از بودنِ این آدم می‌ترسم، یا از نبودنش؟

و این دو تا همیشه یکی نیستن.

2. ترس از تنهایی و تاثیر آن بر ماندن در رابطه

گاهی چیزی که ما رو توی رابطه نگه می‌داره، فقط دلبستگی به خود آدم نیست؛ ترس از تنها موندنه. ممکنه با خودت بگی:

  • «اگه جدا بشم چی؟»
  • «اگه دیگه کسی وارد زندگیم نشه چی؟»
  • «اگه آخرش بفهمم اشتباه کردم چی؟»
  • «حداقل الان یکی رو دارم.»

این ترس می‌تواند باعث شود فرد بین دو گزینه سخت، ماندن در رابطه‌ای آشنا را به تنهایی ناشناخته ترجیح دهد؛ حتی اگر این رابطه حالش را خوب نکند.

گاهی ما از خود رابطه کمتر می‌ترسیم و از چیزی که بعد از آن اتفاق می‌افتد بیشتر می‌ترسیم. تحقیقات هم نشون داده ترس از تنها موندن می‌تونه باعث بشه آدم در یک رابطه ناراضی بیشتر بمونه و حتی جدایی رو به تعویق بندازه.

مثلا کسی رو تصور کن که مدت‌هاست از رابطه‌اش راضی نیست، اما هر بار به جدایی فکر می‌کنه، بیشتر از خود جدایی، از شب‌هایی می‌ترسه که قراره تنها باشه.

برای همین دوباره برمی‌گرده؛ نه لزوما چون رابطه خوب شده، بلکه چون تنهایی براش ترسناک‌تر از موندنه. اینجاست که وابستگی عاطفی‌ای که گفتیم، می‌تونه با ترس از تنهایی گره بخوره و رفتن رو سخت‌تر کنه.

3. امید به تغییر؛ شاید این بار واقعا درست بشه

blank

شاید یکی از چیزهایی که بیشتر از همه نگهت می‌داره، همون امید باشه. با خودت می‌گی:

  • «وقتی عصبانی نیست خیلی آدم خوبیه.»
  • «خودش هم می‌دونه اشتباه کرده.»
  • «این مدت شرایطش سخت بوده.»
  • «قول داده دیگه تکرار نکنه.»
  • «شاید اگه من بهتر رفتار کنم، اون هم تغییر کنه.»

مثلا هر بار که رفتارش اذیتت می‌کنه، تصمیم می‌گیری بری؛ اما بعد که عذرخواهی می‌کنه و قول می‌ده تغییر کنه، دوباره به آینده‌ای فکر می‌کنی که توش همه‌چیز قراره خوب بشه. پژوهش‌ها هم نشون داده‌اند که امید و انتظار برای بهتر شدن رابطه می‌تونه روی موندن و تعهد ما اثر بذاره.

اما یه سوال مهم این وسط هست: آیا واقعا چیزی تغییر کرده، یا فقط دوباره به تغییر امیدوار شدی؟

تغییر واقعی فقط با گفتنِ «قول می‌دم دیگه تکرار نشه» اتفاق نمی‌افته. اگه طرف مقابل هر بار عذرخواهی می‌کنه، قول می‌ده که تغییر کنه، ولی بعد از مدتی دوباره همون رفتارها رو تکرار می‌کنه، بهتره به جای حرف‌هاش، رفتارش رو در طول زمان ببینی. چون تغییر واقعی فقط توی حرف نیست؛ خودش رو توی رفتارهای جدید و مداوم نشون می‌ده.

4. وقتی کم‌کم رفتارهای بد را برای خودمان توجیه می‌کنیم

وقتی هنوز به تغییر طرف مقابلمون امید داریم، خیلی وقت‌ها شروع می‌کنیم به کوچیک کردن چیزهایی که اذیتمون می‌کنه. با خودمون می‌گیم:

اون روز عصبی بود
منم شاید زیادی حساس شدم
همه رابطه‌ها دعوا دارن
حداقل وقتی خوبه، واقعاً خوبه

مثلا ممکنه طرف مقابل بارها تحقیرت کنه، ولی بعد با خودت بگی: «خب، این فقط یه بار بود، در کل آدم بدی نیست.» و کم‌کم چیزهایی که اول برات خط قرمز بودن، عادی به نظر برسن.

پژوهش‌های جدید هم نشون می‌دن وقتی فرد احساس می‌کنه جدا شدن براش سخت یا غیرممکنه، ممکنه برای کنار اومدن با رابطه، رفتارهای آزاردهنده طرف مقابل رو کوچیک، توجیه یا عادی‌سازی کنه.

اینجاست که یه اتفاق مهم می‌افته: دیگه فقط رابطه رو تحمل نمی‌کنی؛ کم‌کم داری خودت رو قانع می‌کنی که این رابطه اون‌قدرها هم بد نیست.

5. پایین بودن عزت‌نفس

وقتی مدت زیادی توی یک رابطه آسیب‌زا می‌مونی، ممکنه یه جایی به‌جای اینکه بگی «رفتار اون درست نیست»، به رفتارای خودت شک کنی: «شاید من زیادی حساسم»، «کی اصلاً منو می‌خواد؟»، «شاید منم باعث دعواها می‌شم»، «شاید واقعا کسی بهتر از این پیدا نمی‌کنم.»

این اتفاق می‌تونه اعتماد آدم به خودش رو کم‌کم ضعیف کنه. پژوهش‌ها هم نشون می‌دن عزت‌نفس با کیفیت و رضایت از رابطه ارتباط داره و وقتی نگاه آدم به خودش آسیب ببینه، ممکنه رابطه رو هم متفاوت تجربه کنه.

و اینجا یه اتفاق مهم افتاده؛ دیگه فقط رفتار طرف مقابل رو توجیه نمی‌کنی، داری خودت رو هم زیر سوال می‌بری.

6. ترس از شروع دوباره

گاهی چیزی که ما رو توی رابطه نگه می‌داره، فقط خودِ آدم نیست؛ زندگی‌ایه که در کنار اون آدم ساخته‌ایم. خونه، دوست‌های مشترک، خانواده‌ها، خاطرات، برنامه‌هایی که برای آینده داشتیم و حتی تصویری که سال‌ها از زندگی‌مون توی ذهنمون ساخته بودیم.

برای همین ممکنه با خودمون بگیم:

«من از اول باید همه‌چی رو بسازم»

«دیگه حوصله آشنا شدن با یه آدم جدید رو ندارم»

«من این همه سال برای این رابطه وقت گذاشتم، چطور ولش کنم؟»

همین فکرها می‌تونن رفتن رو سخت‌تر کنن؛ چون گاهی موندن تو یه رابطه آشنا راحت‌تر از یه آینده نامعلومه. حتی وقتی می‌دونیم این موندن داره بهمون آسیب می‌زنه.

7. خاطرات خوب و لحظات صمیمی

اگه همه لحظه‌های یه رابطه بد بود، شاید دل کندن ازش خیلی راحت‌تر می‌شد. اما واقعیت اینه که رابطه‌های سمی همیشه و در همه لحظه‌ها بد نیستن.

ممکنه کنار دعوا، بی‌احترامی یا بی‌اعتمادی، کلی لحظه خوب هم داشته باشین؛ با هم خندیده باشین، حواستون به هم بوده باشه، روزهای قشنگی ساخته باشین و حتی یه وقت‌هایی واقعاً احساس کرده باشی دوستت داره.

همین‌جاست که ممکنه با خودت بگی:

  • «ولی ما خیلی لحظه‌های خوبی هم داشتیم.»
  • «اون همون آدمیه که یه زمانی این‌قدر دوستم داشت.»
  • «شاید دوباره همه‌چی مثل قبل بشه.»

مشکل اینجاست که گاهی دلتنگ چیزی می‌شیم که این رابطه قبلا بود، نه چیزی که الان هست. خاطرات خوب سر جاشون ارزشمند و واقعی‌ان، اما اینکه یه رابطه روزهای قشنگی داشته، لزوماً به این معنی نیست که امروز هم رابطه سالمیه.

8. ترس از پشیمانی

نکنه بعدا بفهمم تصمیم اشتباهی گرفتم؟ گاهی چیزی که نمی‌ذاره از رابطه بیرون بیایم، فقط ترس از تنهایی نیست؛ ترس از پشیمون شدنه. ممکنه با خودت بگی:

ممکن است با خودمان فکر کنیم:

نکنه بعدا دلم براش تنگ بشه؟
نکنه آدم بهتری پیدا نکنم؟
نکنه اون واقعا تغییر کنه و من زود جدا بشم؟
نکنه بعدا بفهمم مشکل از من بوده؟

این فکرها طبیعی‌اند. هیچ‌کس قبل از تصمیم جدایی نمی‌تونه آینده رو با قطعیت ببینه.

این ترس می‌تونه باعث بشه آدم بین موندن و رفتن مدام عقب و جلو بشه. پژوهش‌های مربوط به تصمیم‌گیری در روابط هم نشون می‌دن ترس از پشیمانی و تصور کردن «اگه تصمیم دیگه‌ای می‌گرفتم چی می‌شد؟» می‌تونه روی تصمیم فرد برای موندن یا ترک رابطه اثر بذاره.

مثلا ممکنه هر بار که رابطه سخت می‌شه، تصمیم به جدایی بگیری؛ اما بعد با یادآوری روزهای خوب، دوباره با خودت بگی: «شاید دارم عجله می‌کنم.» اینجاست که یه سوال مهم می‌تونه کمکمون کنه: «

واقعا از این رابطه راضی‌ام، یا فقط از این می‌ترسم که اگه برم، بعدا پشیمون بشم؟

یادت باشه، ترس از پشیمونی لزوما به این معنی نیست که داری تصمیم اشتباهی می‌گیری. یعنی داری از یه چیز آشنا که مدت‌هاست آزارت میده، دست میکشی و طبیعیه که از این تغییر بترسی.

9. احساس گناه

گاهی چیزی که ما رو توی رابطه نگه می‌داره، ترس از تنهایی یا امید به تغییر نیست؛ احساس گناهه. ممکنه با خودت بگی: «اگه من برم، اون چی می‌شه؟»، «شاید حالش بد بشه»، «این همه برای من زحمت کشیده، چطور ولش کنم؟»

اینجا ممکنه کم‌کم به جای اینکه از خودت بپرسی «این رابطه برای من سالمه؟»، مدام به این فکر کنی که «اگه برم، اون چه حسی پیدا می‌کنه؟»

اینکه حال طرف مقابل برات مهم باشه و دلت نخواد آسیب ببینه، طبیعیه. اما همدلی با اون نباید به قیمت آسیب زدن مداوم به خودت تموم بشه. تو مسئول احساسات و انتخاب‌های خودت هستی نه اینکه تا هر زمانی بار زندگی و حال یک آدم دیگه رو به دوش بکشی.

10. وابستگی مالی یا شرایط زندگی

گاهی آدم نمی‌مونه چون هنوز دلش می‌خواد؛ می‌مونه چون فعلاً راه رفتن براش فراهم نیست. شاید درآمد مستقلی نداشته باشی. شاید خونه‌تون مشترک باشه، بچه داشته باشید یا بعد از جدایی ندونی کجا باید بری و از کجا شروع کنی. شاید هم هیچ‌کس رو نداشته باشی که بتونی روی کمکش حساب کنی.

اینجا دیگه نمی‌شه خیلی راحت گفت:
«خب، چرا جدا نمی‌شی؟»

چون گاهی قبل از اینکه رابطه رو ترک کنی، باید اول شرایط امن‌تری برای ترک کردنش بسازی. پول، محل زندگی، حمایت آدم‌های مطمئن و برنامه‌ای برای بعد از جدایی. اگه تهدید، خشونت یا ترس از آسیب وجود داره، موضوع جدی‌تر از یک تصمیم عاطفیه؛ اول امنیت، بعد جدایی.

11. فشار خانواده و اطرافیان

فرض کن مدت‌هاست ته دلت می‌دونی این رابطه دیگه برات خوب نیست. بعد با یکی از نزدیکانت حرف می‌زنی و می‌شنوی:

  • «همه زندگی مشترک مشکل دارن.»
  • «این همه سال رو نمی‌تونی همین‌طوری دور بریزی.»
  • «کجا می‌خوای بهتر از این پیدا کنی؟»
  • «همه رابطه‌ها مشکل دارن.»
  • «کجا می‌خوای بهتر از این پیدا کنی؟»
  • «این همه سال با هم بودید، حیفه جدا بشید.»
  • «مردم چی می‌گن؟»

و دوباره شک می‌کنی. نه به خاطر اینکه چیزی در رابطه تغییر کرده؛ فقط چون صدای بقیه باعث شده به خودت و تصمیمت برای جدایی شک کنی. گاهی خانواده از روی نگرانی حرف می‌زنن و واقعا هم قصد بدی ندارن؛ اما در نهایت کسی که هر روز با این رابطه زندگی می‌کنه، تو هستی.

پس قبل از اینکه ببینی خانواده چه نظری دارن، یه لحظه برگرد و از خودت بپرس:

«اگه هیچ‌کس قرار نبود درباره تصمیمم نظر بده، من واقعا چی می‌خواستم؟»

12. ترس از قضاوت دیگران

گاهی حتی خود رابطه هم نیست که نگهمون می‌داره؛ فکریه که درباره بعد از رابطه داریم.

  • «حالا همه می‌پرسن چرا جدا شدین.»
  • «نکنه فکر کنن من شکست خوردم؟»
  • «بعد از این همه مدت، چطوری بگم تموم شد؟»

و شاید عجیب باشه، ولی ممکنه آدم برای فرار از همین سؤال‌ها، به موندن در رابطه‌ای ادامه بده که خودش دیگه جوابش رو می‌دونه.

اما واقعیت اینه که آدم‌های دیگه فقط چند دقیقه درباره زندگی ما حرف می‌زنن؛ این ما هستیم که باید با نتیجه اون تصمیم زندگی کنیم.

پس قرار نیست برای اینکه تصویر خوبی پیش بقیه داشته باشی، خودت رو مجبور کنی توی رابطه‌ای بمونی که حال خودت توش خوب نیست.

blank

چطور چرخه ماندن در یک رابطه تاکسیک را بشکنیم

تا اینجا دیدیم که موندن توی یه رابطه فرساینده، لزوماً به معنی ضعیف بودن ما نیست. خیلی وقت‌ها ترس، امید، وابستگی و عادت اون‌قدر به هم گره می‌خورن که رفتن رو سخت می‌کنن.

برای شکستن این چرخه، قبل از هر تصمیمی لازمه یکم با خودمون مهربون‌تر باشیم و به جای سرزنش کردن خودمون، بفهمیم واقعاً چی داره ما رو نگه می‌داره.

اگر جواب تو بیشتر این بود.شاید لازم است بیشتر به این موضوع نگاه کنی
«از تنها شدن می‌ترسم»آیا دارم از ترس تنهایی در رابطه می‌مونم؟
«امیدوارم یک روز تغییر کنه»آیا تغییر واقعی دیدم یا فقط منتظر تغییرم؟
«دلم برای روزهای اول تنگ شده»آیا عاشق رابطه امروز هستم یا خاطرات گذشته؟
«نمی‌خوام ناراحتش کنم»آیا دارم مسئول احساسات او را بیشتر از خودم می‌دانم؟
«دیگه خودم نیستم»آیا این رابطه به عزت‌نفسم آسیب زده؟
«نمی‌دونم بعدش چی می‌شه»آیا ترس از آینده باعث شده امروز را تحمل کنم؟

حالا که فهمیدی چه چیزی نگهت داشته..

شاید جواب بعضی سؤال‌ها برات راحت نبود. شاید تازه متوجه شدی که چیزی که اسمش رو «عشق» گذاشته بودی، بخشی ازش ترس از تنهایی بوده؛ یا اینکه مدت‌هاست بیشتر به امید تغییر موندی تا چیزی که واقعاً امروز توی رابطه می‌بینی.

قرار نیست همین‌جا مجبور باشی تصمیم بگیری بمونی یا بری. همین که بفهمی چه چیزی داره تو رو نگه می‌داره، خودش یه قدم مهمه. حالا اگه به این نتیجه رسیدی که این رابطه واقعا بهت آسیب می‌زنه و می‌خوای برای بیرون اومدن ازش قدم‌به‌قدم پیش بری، توی مقاله بعدی دقیق‌تر درباره همین موضوع حرف زدیم:

چطور از رابطه سمی خارج شویم؟

تو این مقاله درباره چیزهایی مثل آماده شدن برای جدایی، مرزبندی، نحوه تمام کردن رابطه و کنار آمدن با برگشتن و دوباره شروع کردن صحبت می‌کنیم.

سوالات متداول درباره ماندن در رابطه سمی

چه عواملی باعث ماندن در رابطه اشتباه می شوند؟

عواملی مثل وابستگی عاطفی، ترس از تنهایی، امید به تغییر طرف مقابل، خاطرات خوب، احساس گناه، ترس از آینده، وابستگی مالی و فشار خانواده و اطرافیان می‌تونن باعث بشن فرد در یک رابطه اشتباه بمونه.

چرا با اینکه می‌دانم رابطه‌ام سمی است، نمی‌توانم از آن خارج شوم؟

چون آگاهی به‌تنهایی همیشه برای رفتن کافی نیست. ممکنه هنوز به طرف مقابل وابسته باشی، از تنهایی یا آینده بترسی، به تغییرش امید داشته باشی یا شرایط زندگی اجازه جدایی راحت رو بهت نده.

آیا امید به تغییر طرف مقابل می‌تواند باعث ماندن در رابطه سمی شود؟

بله. وقتی مدام منتظر تغییر هستیم، ممکنه به جای چیزی که امروز در رابطه اتفاق می‌افته، به چیزی که امیدواریم در آینده اتفاق بیفته وابسته بمونیم.

منبع: www.apa.org . www.gottman.com

امتیاز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *