کمالگرایی زمانی تبدیل به مشکل میشود که فرد مدام از خود ناراضی باشد و هیچ موفقیتی او را راضی نکند. این وضعیت میتواند باعث اضطراب، فرسودگی، افسردگی و کاهش عملکرد شود. تحقیقات نشان میدهد حدود ۳۰٪ افراد به نوعی کمالگرایی ناسالم مبتلا هستند که اغلب به درمان نیاز دارد.
راهکارهای درمان کمالگرایی:
- شناسایی افکار افراطی (همه یا هیچ)
- تمرین پذیرش اشتباه و ناقص بودن
- تعیین اهداف واقعبینانه
- استفاده از رواندرمانی شناختی-رفتاری (CBT)
- در صورت لزوم، دارودرمانی با نظر روانپزشک
بیا تصور کنیم امروز وارد اتاق مشاوره شدی، همونجایی که قراره کمی سبک شی و با خودت صادقتر باشی. روی مبل راحتی نشستی، یه نفس عمیق کشیدی و با صدای آرومی گفتی: «همه میگن من آدم موفقیام ولی خودم حس میکنم هیچکاری رو درست انجام ندادم…»
و اینجا دقیقا جاییه که بحث کمالگرایی شروع میشه. اون صدایی توی ذهنت که میگه “باید کامل باشی”، “نباید اشتباه کنی”، “اگه صد درصد نیستی، یعنی هیچچی نیستی”… همون صداهایی که با ظاهر دلسوزانه میان ولی تهش تو رو خسته و مضطرب میکنن.
در این مقاله، میخوایم همین صداها رو بشناسیم، بفهمیم کمال گرایی یعنی چی، چه بلایی سر ذهن و روانمون میاره و چطور میتونیم باهاش کنار بیایم، نه اینکه همیشه تسلیمش بشیم.
انواع کمال گرایی

شاید توی نگاه اول همهی کمالگراها یکی به نظر برسن: پرتلاش، دقیق، سختگیر و البته همیشه خسته. ولی وقتی بیای توی اتاق درمان و پای صحبتهاشون بشینی، میفهمی سه تا نوع متفاوت كمال گرايي وجود داره که هرکدومشون یه مسیر ذهنی متفاوت دارن. بیا باهم بشناسیمشون:
کمالگرایی خودمحور (Self-Oriented Perfectionism)
این نوع کمالگرایی از درون میجوشه. یعنی فرد از خودش توقع داره که کامل باشه، بدون اینکه کسی از بیرون بهش فشار بیاره. چنین آدمی استانداردهای خیلی بالایی برای خودش تعریف کرده:
«باید بهترین باشم»، «نباید اشتباه کنم»، «اگه صد گرفتم یعنی نرمال، اگه ۹۸ شدم یعنی شکست خوردم!»
توی اتاق درمان وقتی پای دلش باز میشه، معمولا میگه: «من همیشه حس میکنم کافی نیستم. هرکاری هم میکنم، تهش باز راضی نیستم از خودم.
اثراتش؟
- افسردگی
- اضطراب
- فرسودگی شغلی
- ترس از شروع کارهای جدید (چون میترسه نتونه کامل انجامش بده)
- عزت نفس پایین با وجود دستاوردهای زیاد
یه نشونه بارزش:
دائما در حال مقایسه با نسخهی ایدهآلی از خودش که انگار هیچوقت دستیافتنی نیست.
کمالگرایی دیگرمحور (Other-Oriented Perfectionism)
اینجا قضیه فرق داره. فرد خودش رو زیاد اذیت نمیکنه، ولی بقیه رو چرا. همسرش، دوستش، همکارش، بچهاش… همه باید بر اساس معیارهای بالا و سفتوسختی که اون تعیین کرده رفتار کنن. اگر نه؟ یا عصبانی میشه، یا سرخورده و دلزده.
توی جلسه درمان وقتی صحبتش به روابطش میرسه، ممکنه بگه: «من فقط میخوام بقیه کارشون رو درست انجام بدن. واقعا انتظار زیادی دارم وقتی بچهم بینظمه یا همسرم کار رو نصفه میذاره؟»
اثراتش؟
- درگیریهای خانوادگی
- نارضایتی در روابط
- احساس تنهایی (چون هیچکس به اندازه کافی خوب نیست)
- گاهی حس کنترلگری شدید
یه نشونه بارزش:
هیچکس توی زندگیش اونقدری که باید خوب نیست و این همیشه آزارش میده.
کمالگرایی تجویزی اجتماعی (Socially Prescribed Perfectionism)
این یکی از بیرون میاد، نه از درون. اینجا فرد کمال گرا باور داره که دیگران ازش انتظار دارن همیشه عالی باشه. یعنی خودش شاید نخواد صد باشه ولی حس میکنه اگر صد نباشه، دیگران طردش میکنن یا دوستش ندارن.
توی اتاق درمان ممکنه با بغض بگه: «از بچگی یاد گرفتم که فقط وقتی خوبم، دوستم دارن. همیشه باید شاگرد اول باشم، همیشه باید قوی باشم، نباید کسی ببینه کم آوردم.»
اثراتش؟
- استرس شدید
- اضطراب اجتماعی
- ترس از قضاوت
- تلاش افراطی برای تایید گرفتن از بقیه
- اختلالات خوردن
- وسواس عملکرد
یه نشونه بارزش:
همیشه دنبال رضایت دیگرانه و ترس از اینکه کسی ازش ناامید بشه یا نپسندهاش، ولکنش نیست.
خب حالا چی؟
اگه خودت یا یکی از اطرافیانت توی یکی از این دستهها جا میگیرین، بدون که تنها نیستی.
خیلی از آدمها بدون اینکه بدونن، سالها با یکی از این مدلهای کمالگرایی زندگی میکنن و هی خودشون رو سرزنش میکنن که «چرا اینقدر خستهام؟ چرا هیچچی خوشحالم نمیکنه؟»
بدون شناخت این سهتا، نمیشه راه درمانی درستی پیدا کرد و خوشبختانه کمال گرایی با آگاهی و تمرین قابل مدیریت شدنه.
تو اتاق درمان، همیشه به مراجعهام میگم: «کمالگرایی بهخودیخود دشمن ما نیست، ولی اگه افسارشو ول کنیم، تبدیل میشه به یه منتقد درونی بیرحم.»
تفاوت کمال گرایی مثبت و منفی
کمالگرایی مثبت مثل یه دوست همراهه؛ کسیکه بهت انگیزه میده تا رشد کنی، بدون اینکه خودتو بکوبی. توی این مدل، آدم به خودش سخت نمیگیره، بلکه هدفمحوره و دوست داره بهترین نسخهی خودش باشه، نه بینقصترین نسخهی ممکن.
اما کمالگرایی منفی مثل یه صدای سمج توی سرت میمونه که مدام میگه: «این کافی نیست! باید بهتر میبود! چرا هنوز کامل نشده؟»
این مدل از کمالگرایی نهتنها لذت مسیر رو میگیره، بلکه باعث اضطراب، خودسرزنشی و حتی فلج عملکرد میشه.
ویژگی | کمالگرایی مثبت | کمالگرایی منفی |
---|---|---|
انگیزه | رشد و پیشرفت | ترس از شکست |
نگاه به اشتباه | فرصت یادگیری | نشانهی ضعف |
رابطه با خود | حمایتگر و واقعگرایانه | منتقد و سختگیرانه |
احساس بعد از موفقیت | رضایت و قدردانی | «هنوز کافی نیست» |
عملکرد | پیوسته و متعادل | یا خیلی زیاد یا فلج کامل (تعلل) |
10 ویژگی کمال گرایی

در اتاق درمانی، خیلی از مراجعین از ویژگیهای کمالگرایی میگن که همونطور که میدونید، میتونه اثرات منفی زیادی روی زندگیشون بذاره. بیاید این ویژگیها رو دقیقتر بررسی کنیم و ببینیم چطور میتونن به مشکلات روانی منجر بشن:
تفکر صفر و صدی
کمالگرا یا موفق میشود، یا شکستخورده است. هیچ چیزی به نام «تقریبا عالی» وجود نداره. این فکر، کار کمالگرا رو میکشه توی یه مسیر دوگانه: یا خیلی موفق میشه، یا احساس میکنه هیچ چیز به درد نمیخوره. در حالی که افراد موفق به تلاشی که کردهاند راضیاند، کمالگرا فقط و فقط به نتیجه نهایی نگاه میکنه.
انتقادگری زیاد
کمالگراها خودشون رو دائم قضاوت میکنن و از اشتباهات خیلی کوچک هم گذشت نمیکنن. هر اشتباه، بزرگتر از چیزی که هست به نظر میاد و دستاوردها همیشه کمارزش به حساب میاد. این درحالیست که افراد موفق به جای انتقاد، سعی میکنن خود و دیگران رو حمایت کنن و از هر تجربهای درس بگیرن.
انگیزهای ناشی از ترس
افراد موفق با اشتیاق و انگیزه مثبت جلو میروند، ولی کمالگراها با ترس از اشتباه و شکست مجبور میشن حرکت کنن. این ترس باعث میشه که فشار زیادی به خودشون وارد کنن و احساس خوشحالی از پیشرفت کمتر داشته باشن.
استانداردهای غیرواقعی
کمالگرا اهدافی برای خودش تعیین میکنه که دستیابی به اونها بهنوعی غیرممکن یا خیلی سخت هست. این استانداردهای غیرواقعی، در نهایت باعث میشن احساس شکست و ناکامی به سراغش بیاد. چون هیچ وقت به حد کامل و مطلوبی که میخواد، نمیرسه.
تمرکز فقط بر نتیجه
برای کمالگراها، فرآیند و مسیر به هیچوجه جذاب نیست. تنها چیزی که اهمیت داره، رسیدن به هدف نهایی است. اگر به هدف نرسن، حتی تلاشی که کردهاند هم برایشان بیارزش میشه.
افسردگی بعد از عدم موفقیت
وقتی همهچیز طبق برنامه پیش نمیره، افراد موفق به سرعت از وضعیت بد بهبود پیدا میکنن و دوباره به مسیر ادامه میدن. اما کمالگراها ممکنه مدت زیادی در حس منفی و ناامیدی بمونن و این مسئله میتونه اضطراب و کاهش بهزیستی روانی رو به همراه داشته باشه.
ترس از شکست
شکست برای کمالگراها یه فاجعهس. این ترس باعث میشه یا اصلاً کاری رو شروع نکنن، یا اگه شروع کردن، در نیمه راه رهاش کنن. چون فکر میکنن هر اشتباهی به معنی شکست هست و این باعث میشه از تلاش برای اهداف بزرگتر عقب بمونن.
تعللورزی (پروکستینیشن)
عجیب به نظر میاد، ولی کمالگراها به دلیل ترس از انجام کارها بهطور کامل، گاهی آنقدر کارها رو عقب میندازن که هیچ چیزی انجام نمیدن. این چرخه عقبانداختن کارها، خود به خود منجر به احساس شکست و بیارزشی میشه.
دفاعی بودن
هر وقت کسی از عملکرد کمالگرا انتقاد میکنه—حتی اگه این انتقاد سازنده باشه—اونها بهشدت واکنشهای منفی و تدافعی نشون میدن. در حالی که افراد موفق از انتقاد بهعنوان بازخورد استفاده میکنن تا پیشرفت کنن و خود رو اصلاح کنن.
عزتنفس پایین
کمال گرایی سالم ممکنه عزتنفس رو تقویت کنه، ولی نوع ناسالمش که همراه با انتقاد شدید از خود هست، باعث کاهش عزتنفس، انزوا و احساس تنهایی میشه. در نتیجه، کمالگراها بیشتر احساس بیارزشی و نارضایتی میکنن.
کمال گرایی بیشتر در چه چیزهایی خود را نشان میدهد؟
حالا کمالگرایی دقیقا کجاها خودش رو نشون میده؟ بیا باهم یه نگاهی بندازیم به جاهایی که این مهمون سمج سرک میکشه:
۱. سر کار
اگه جز اون دستهای هستی که پروژه رو تا ۱۰ بار بازنویسی میکنی چون “هنوز یه چیزی کم داره” به احتمال زیاد یه کمالگرا هستی! این آدمها معمولا هیچوقت از کارشون راضی نیستن و همیشه فکر میکنن میتونستن بهتر باشن. خب این باعث خستگی زیاد، استرس بالا و حتی فرسودگی میشه.
۲. توی رابطهها
یه کمالگرا معمولا تو رابطه هم دنبال “عاشق بینقص” میگرده؛ کسی که هیچ اشتباهی نکنه و دقیقا همون چیزی باشه که تو ذهنشه. نتیجهاش؟ یا طرف مقابل رو دیوونه میکنه، یا خودش رو!
۳. سر درس و دانشگاه
یه جمله معروف بین کمالگراها: “۹۰ گرفتم؟ پس یعنی شکست خوردم!” این آدمها تو درس خوندن هم یا همهچیز رو کامل و بینقص میخوان، یا اصلا شروع نمیکنن. یه عالمه برنامهریزی میکنن، ولی اونقدر وسواس دارن که وسط راه، دست از تلاش میکشن.
۴.ظاهر و استایل
آرایش باید بینقص، لباسها اتو کشیده، موها بینقص… و اگه یه جوش کوچیک بزنه، انگار دنیا تموم شده! کمالگرایی تو ظاهر باعث میشه دائم تو آینه دنبال ایراد باشی، نه زیبایی.
۵. نقش پدر یا مادر بودن
اگه یه مادر یا پدر کمالگرا باشی، احتمالاً بچهات همیشه تحت فشاره. چون تو فقط نمره ۲۰ رو میبینی، نه تلاشی که کرده. اینطوری بچه ممکنه احساس نکنه که “کافی” هست، حتی وقتی بهترین خودش رو داده.
۶. تصمیمگیری
تصمیم گرفتن برای کمالگراها مثل کابوسه! چون میخوان بهترین، دقیقترین، بینقصترین تصمیم دنیا رو بگیرن. و خب… همچین چیزی وجود نداره. واسه همین یا تصمیم نمیگیرن، یا یه انتخاب کوچیک رو تبدیل به بحران جهانی میکنن.
۷. کارهای هنری و خلاقانه
کمالگرایی اینجا خیلی خطرناکه! چون بهت میگه: «این هنوز اون شاهکاری که میخوای نیست.» و تو هیچوقت کارت رو تموم نمیکنی. فایل فتوشاپ باز میمونه، دفتر شعر نصفه، و تو موندی با یه عالمه پروژه ناتموم.
کمک کردن به دیگران
گاهی حتی وقتی میخوای به کسی کمک کنی، یه صدای توی سرت میگه: «مطمئنی داری درست کمک میکنی؟» و این وسواس میتونه حتی باعث بشه که از کمک کردن هم بترسی، چون میترسی کافی نباشی!
تست کمال گرایی
توی اتاق درمان، خیلی از مراجعین همین سؤال رو میپرسن: «آیا من هم کمالگرا هستم؟» آزمون سریع و رایگان ما میتونه کمک کنه بفهمی رفتارها و نگرشهات چقدر نشانههای کمالگرایی داره، همین حالا امتحانش کن.
سوال اول: تا حالا شده کاری رو عقب بندازی؟ اگه آره، چرا؟
۱. من کارها رو به تعویق میندازم چون کارهای دیگهای هست که برام لذتبخشتر و جذابتره، واسه همین حواسم پرت میشه و سراغ اونها میرم.
۲. وقتی میخوام همهچی اونقدر عالی باشه که حتی نمیتونم شروع کنم، دستدست میکنم و کارهام رو عقب میندازم، چون میترسم اونجوری که باید، خوب از آب درنیاد.
۳. نه، من واقعا اهمالکاری ندارم. معمولاً پرانرژی و مشتاقم که زودتر کار رو شروع کنم و پیش برم.
سوال دوم: یه پروژه رو انجام دادی. بد نیست ولی اونقدری هم که دلت میخواسته عالی نشده. وقت تحویل هم داره میگذره. چی کار میکنی؟
- با دقت کار را ادامه دهید و کار را با استانداردهای بالای من اما دیر به پایان برسانید
- به اندازه کافی انجام دهید تا آن را به خوبی تکمیل کنید. هرچند نه به طور کامل و به موقع
- یه کار خوب – البته نه عالی – انجام دهید و اسرع وقت تمام کنید
سوال سوم: یه چیز جدید امتحان کردی، ولی متوجه شدی خیلی توش خوب نیستی. چی کار میکنی؟
- احتمالا به آن ادامه میدهیم. شاید هرگز عالی نباشم؛ اما میتوانم خوب باشم.
- تسلیم شوید. فقط به این دلیل که به نظر میرسد، تلاش زیادی است. من چیزهای آسان را ترجیح میدهم
- تسلیم شوید. من از انجام کارهایی که در آنها بد هستم، لذت نمیبرم و درحالحاضر در بسیاری از موارد فوقالعاده هستم
سوال چهارم: وقتی به آثارتان نگاه میکنید، بیشتر به چه چیزی توجه میکنید؟
- اشتباهاتی که مرتکب شدهام و نقصهای کوچکی که از آنها متنفرم.
- من واقعا بعد از اینکه کارم را تمام کردم، زیاد به آن توجه نمیکنم.
- من به کلیت کار توجه میکنم که معمولا بسیار چشمگیر است و روی نکات واقعا عالی کارم تمرکز میکنم.
سوال پنجم: وقتی به کارهای دیگران نگاه می کنید، بیشتر به چه چیزی توجه می کنید؟
- هیچی. به نظر می رسد که توجه به کار دیگران کار اضافی زیادی است.
- من متوجه کار کلی آنها میشوم و تمایل دارم روی نکات مهم تمرکز کنم
- هر اشتباه تایپی و کوچک.
سوال ششم: وقتی به ظاهر خود نگاه می کنید، بیشتر به چه چیزی توجه می کنید؟
- متوجه می شوم که در مورد خودم چه چیزی را دوست دارم.
- من واقعا به ظاهرم توجهی نمی کنم.
- متوجه شدم که دوست دارم چه چیزی را در مورد خودم تغییر دهم.
سوال هفتم: آیا مردم به شما می گویند که جلب رضایت شما دشوار است؟
- گاهی اوقات، اما سعی میکنم بهترینها را در افراد به تصویر بکشم و به آنها احساس خوبی بدهم.
- نه، من تمایل دارم انتظاراتم را پایین نگه دارم.
- بله، متاسفانه، مردم تمایل دارند فکر کنند که انتظارات من از آنها خیلی زیاد یا خیلی سفت و سخت است
سوال هشتم: وقتی برای رسیدن به یک هدف تلاش میکنید، روی چه چیزی بیشتر تمرکز میکنید یا از چه چیزی بیشتر لذت میبرید؟
- من به همان اندازه که روی نتایج تمرکز میکنم، روی فرآیند هم تمرکز میکنم؛ از سفر لذت میبرم.
- من روی نتایج تمرکز دارم؛ چشمم به جایزه است
- راستش را بخواهید، من خیلی تلاش نمیکنم؛ بیشتر فقط میخواهم کارم تمام شود.
سوال نهم: احساس شما نسبت به شکست چیست؟
- من از شکست متنفرم، بنابراین به هر قیمتی از آن اجتناب می کنم و خودم را به خاطر آن می کوبم.
- من از شکست متنفرم؛ اما می توانم در شکست به عنوان یک تجربه یادگیری ارزش پیدا کنم.
- من زیاد به آن فکر نمی کنم.
سوال دهم: انتقاد سازنده چه حسی به شما دارد؟
- من برای بازخورد ارزش قائل هستم، حتی وقتی که مثبت نیست. به من کمک می کند پیشرفت کنم
- انتقاد برای من یک حمله است و از درون من را می خورد.
- زیاد بهش توجه نمیکنم
علتهای کمالگرایی

اینکه چرا یک نفر تبدیل میشه به یه کمالگرای تمامعیار، دلایل مختلفی داره. بعضی وقتها این ویژگی خیلی زود و توی بچگی شکل میگیره، بعضی وقتها هم بهخاطر فشارهای بیرونی یا درونی به وجود میاد. بیایید با هم چند تا از دلایل مهم کمالگرایی رو مرور کنیم:
- ترس از قضاوت و نارضایتی دیگران:
اگه کسی همیشه نگران این باشه که بقیه ازش راضی نباشن یا قضاوتش کنن، ممکنه خودش رو مجبور کنه همیشه بهترین باشه؛ حتی وقتی از پا میافته. - تجربههای دوران کودکی:
وقتی پدر و مادر انتظارات خیلی بالا از بچه دارن، بچه کمکم یاد میگیره که فقط در صورتی ارزشمنده که “عالی” باشه. همین میشه پایهی کمالگرایی در بزرگسالی. - اختلالات روانی مثل وسواس فکری-عملی (OCD):
بعضی از مشکلات روانی مثل OCD هم ممکنه با تمایل شدید به بینقص بودن همراه باشن و باعث بشن فرد به شدت درگیر جزئیات و کنترل کردن همهچیز بشه. - اعتماد به نفس پایین:
وقتی کسی خودش رو به اندازه کافی خوب نمیدونه، ممکنه سعی کنه با بینقص بودن، کمبودهاش رو جبران کنه. - احساس ناکافی بودن:
کمالگراها اغلب احساس میکنن اونطور که باید نیستن، برای همین مدام دنبال اثبات خودشون هستن. - نیاز شدید به کنترل:
کسی که دوست داره همهچیز دقیقاً طبق برنامه پیش بره، معمولاً نمیتونه با اشتباه یا بینظمی کنار بیاد. این افراد اغلب درگیر کمالگرایی میشن. - گره زدن ارزش خود به موفقیت:
اگه احساس ارزشمندی آدم فقط از راه رسیدن به موفقیتهای بزرگ به دست بیاد، یعنی کمالگرایی داره ریشه میدونه.
در آخر، انتظارات فرهنگی و اجتماعی هم تأثیر زیادی دارن. وقتی جامعه مدام به ما یاد میده که باید بهترین باشیم، قشنگ وسوسه میشیم که کمالگرا بشیم، حتی اگه از درون خسته و فرسوده باشیم.
راههای درمان کمالگرایی:
- خودت رو در محیطی قرار بده که احساس پذیرش کنی
- از گفتوگوی ذهنی منفی فاصله بگیر
- مقایسه خودت با دیگران رو کنار بذار
- تمرین ذهنآگاهی کن و در لحظه زندگی کن
- از تکنیکهای CBT استفاده کن؛ افکار منفی رو به چالش بکش
توصیه و راهکارهای اکرم نظرکرده برای مقابله با کمال گرایی ناسالم
مراجع (با صدای خسته):
دکتر… هر کاری میکنم، حس میکنم کافی نیستم. یه کار کوچیک رو هم انقدر میچرخونم تا دیگه ازش بدم بیاد. انگار یه صدای همیشگی تو سرم هست که میگه «نه، هنوز خوب نشده!»
من:
اول از همه بذار اینو بگم که تو تنها نیستی. کمالگرایی یه عادت فکریه، نه یه حقیقت. حالا قدمبهقدم میریم تا بتونیم ذهنت رو از این فشار رها کنیم.
گامهای درمان کمالگرایی
1. شناخت افکار کمالگرایانه
اول از همه باید بفهمی که چه فکرهایی توی ذهنت هست که باعث فشار و اضطراب میشه. مثلاً:
- «اگه اشتباه کنم، بقیه فکر میکنن بیعرضهام.»
- «همهچی یا باید عالی باشه، یا اصلاً نباشه.»
نوشتن این فکرها روی کاغذ، مثل چراغ قوهایه که تاریکی رو روشن میکنه.
2. تغییر گفتوگوی درونی (خودمهربانی)
به جای «باید بینقص باشم»، بگو:
- «من انسانم، و انسان بودن یعنی خطا کردن.»
- «هدفم رشد کردنه، نه بینقص بودن.»
بلند گفتن این جملات هر روز، مثل تمرینیه برای عضلههای ذهنیات.
3. تمرکز بر تلاش، نه نتیجه
کمالگراها فقط به نتیجه نگاه میکنن. اما تو بیا از خودت بپرسی:
- «آیا تلاشم رو کردم؟»
- «آیا چیزی یاد گرفتم؟»
اگه جوابت «بله» باشه، کارت ارزشمنده—even اگر نتیجه بینقص نبوده.
4. تمرین اشتباه کردن
بله! به خودت اجازه بده یه جاهایی عمداً اشتباه کنی یا ناقص عمل کنی. مثلاً:
- یه ایمیل رو بدون چک کردن نهایی بفرست.
- یه نقاشی بکش، ولی برای قشنگ شدنش زور نزن.
ذهن کمالگرا باید یاد بگیره که دنیا با اشتباهات هم به آخر نمیرسه.
5. بازنگری در استانداردها
آیا استانداردی که برای خودت گذاشتی، واقعاً قابل انجامه؟
- اگر نه، اون رو به چند قدم کوچیکتر تبدیل کن.
- از خودت بپرس: «اگه دوستم این کارو میخواست انجام بده، بهش چی میگفتم؟»
6. رواندرمانی شناختیرفتاری (CBT)
اگه حس میکنی کمالگرایی زندگیت رو مختل کرده، رواندرمانی مخصوصاً روش CBT میتونه خیلی کمک کنه. توی این روش با کمک درمانگر، افکار خودمنتقد رو شناسایی و جایگزین میکنی.
انجمن پرسش و پاسخ درباره کمالگرایی
تا اینجا با هم فهمیدیم که کمالگرایی فقط یه ویژگی شخصیتی ساده نیست؛ بلکه میتونه تبدیل بشه به مانعی بزرگ برای پیشرفت، آرامش، روابط سالم و حتی عزتنفس. از نشونهها و ریشههاش گفتیم، از اثرات منفی و دامهای پنهانش حرف زدیم، و در نهایت با هم راههای درمانش رو مرور کردیم.
اما یه نکته مهم این وسط هست: تو تنها نیستی. خیلیها با این مسئله درگیرن و مسیرشون شبیه توئه. حالا وقتشه که حرف بزنی، سوال بپرسی و تجربهت رو به اشتراک بذاری. در قسمت نظرات همین صفحه میتونی هر سوال، تجربه یا دغدغهای که درباره کمالگرایی داری بنویسی. کاربران دیگه و همینطور مشاورین ما، در سریعترین زمان ممکن پاسخ میدن و همراهت خواهند بود.
وقتی بدونی افراد دیگهای هم این مسیر رو میگذرونن، قدرت بیشتری برای ادامه پیدا میکنی. پس منتظر حرفات هستیم.
سوالات متداول درباره کمالگرایی
کمالگرایی چطور ممکن است باعث اضطراب شود؟
کمالگراها اغلب با احساس بیکفایتی دستوپنجه نرم میکنند و نگرانند که نتوانند انتظارات بالای خود را برآورده کنند. این نگرانی مداوم میتواند باعث اضطراب شود، مخصوصا زمانی که کمالگرایی با خودانتقادی شدید همراه باشد.
چطور میتوانم به یک کودک کمالگرا کمک کنم؟
چندین راهکار برای کمک به کودکانی که نشانههای کمالگرایی ناسالم دارند وجود دارد. والدین و دیگر بزرگترها باید انتظارات معقولی داشته باشند و بیشتر تلاش کودک را تحسین کنند. همچنین مهم است که الگوی گفتوگوی درونی مثبت باشند؛ یعنی نشان دهند که حتی وقتی اشتباه میکنند، باز هم میتوانند با خود مهربان باشند.
آیا کمالگرایی یک بیماری روانی است؟
کمالگرایی یک ویژگی شخصیتی است، نه یک اختلال روانی. البته افرادی که دچار برخی بیماریهای روانی هستند، ممکن است تمایلات کمالگرایانه هم داشته باشند. برای مثال، افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) اغلب نشانههای کمالگرایی از خود نشان میدهند.
آیا کمالگرایی چیز خوبی است؟
کمالگرایی همیشه هم بد نیست. افرادی با این ویژگی گاهی روش متفاوتی برای ارزیابی موقعیتها دارند که میتواند به بهزیستی بیشتر آنها منجر شود. بااینحال، اگر کمالگرایی زندگی شما را تحتتاثیر منفی قرار داده، ممکن است این ویژگی برای شما مفید نباشد.
منبع: verywellmind.com