براساس آمار World Health Organization (WHO)، شیزوفرنی یک اختلال روانی شدیده که معمولا بین سنین 16 تا 30 سالگی آغاز میشه و حدود 1٪ از جمعیت جهان به آن مبتلا هستن. این یعنی از هر 100 نفر، یک نفر ممکنه درطول زندگیاش به این اختلال دچار بشه.
این بیماری یکی از جدیترین اختلالات روانی دستهی روانپریشی (سایکوز) هست که باعث اختلال در تفکر، ادراک، احساسات، گفتار و رفتار فرد میشه. فرد مبتلا ممکنه توهم (دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود ندارن)، هذیان (باورهای نادرست) یا رفتارهای کاملا نامنظم و بیهدف داشته باشه.
توی این مقاله، قراره باهم شیزوفرنی رو بشناسیم. بفهمیم دقیقا چی هست، به چه شکلی بروز میکنه، چطور میشه تشخیصش داد و یا راههای درمانش چیه. اگر خودت یا کسی که دوستش داری، درگیر این اختلاله، بدون که تنها نیستی. اینجا اتاق درمانه، بیا آروم و باهم شروع کنیم.
علائم شیزوفرنی

بذار یه چیزی رو همین اول بگم: شیزوفرنی یه اختلال پیچیدهست، نه یه حالت لحظهای. یعنی اگه کسی یک روز حالش بد بود یا یه چیزی شنید که بقیه نشنیدن، لزوما شیزوفرنی نداره. تشخیص این اختلال نیاز به علائم مشخص و ماندگار داره. بیاید باهم این علائم رو بررسی کنیم:
توهم (Hallucinations):
بیشتر بهصورت شنیداریه؛ یعنی فرد صداهایی میشنوه که واقعا وجود ندارن. گاهی هم ممکنه چیزهایی ببینه، بو بکشه یا حس کنه که واقعی نیستن. صداها ممکنه باهاش حرف بزنن، بهش دستور بدن یا در موردش با هم صحبت کنن.
هذیان (Delusions):
باورهای نادرستی که با واقعیت نمیخونه؛ اما فرد بهشون ایمان داره. مثلا فکر میکنه ماموران امنیتی تعقیبش میکنن، یا معتقده قدرت خاصی داره مثل ارتباط با خدا، پیامبری یا کنترل ذهن بقیه.
اختلال در تفکر و گفتار (Disorganized Thinking/Speech):
جملات بیربط، پرش از موضوعی به موضوع دیگه، یا پاسخهایی که اصلا با سوال هماهنگ نیستن. ممکنه فرد جملههایی بسازه که برای دیگران بیمعنی باشه (بهش میگن word salad یا سالاد کلمات).
رفتار بسیار آشفته یا عجیب (Grossly Disorganized or Catatonic Behavior):
ممکنه فرد حرکاتی عجیب داشته باشه، رفتارهای بیهدف نشون بده، یا برعکس، ساعتها بیحرکت بمونه (کاتاتونیا). ممکنه یکدفعه خندیدن یا عصبانیت بیدلیل هم دیده بشه.
علائم منفی (Negative Symptoms):
مثل کاهش احساسات، بیتفاوتی، کمحرفی، بیانگیزگی، بیتفاوتی نسبت به دیگران و اجتماعگریزی. این علائم گاهی با افسردگی اشتباه گرفته میشن ولی در شیزوفرنی پایدارتر و عمیقترن.
علائم اولیهای که نباید نادیده گرفته بشن:

- افت عملکرد تحصیلی یا شغلی
- کنارهگیری از دوستان و خانواده
- تغییر در خواب یا اشتها
- بیتفاوتی نسبت به بهداشت شخصی
- احساس عجیب یا مشکوک بودن به اطرافیان
مدت زمان و تاثیر علائم
برای تشخیص شیزوفرنی باید حداقل 6 ماه نشانههایی وجود داشته باشه (که ممکنه شامل علائم خفیفتری هم باشه). این اختلال باید عملکرد روزمره فرد رو بهطور قابل توجهی مختل کرده باشه.
علائم اولیه شیزوفرنی در نوجوانان
شیزوفرنی در نوجوانان، معمولا با علائمی آغاز میشود که میتونن بهراحتی با تغییرات طبیعی دوران بلوغ اشتباه گرفته بشن. انزوا، بیعلاقگی به فعالیتهای قبلی، افت تحصیلی، تغییر الگوی خواب، تحریکپذیری یا خلق افسرده. همه اینها ممکنه فقط یک نوجوان ناراحت رو نشون بدن یا … آغازگر یک مسیر پیچیده روانپزشکی باشن.
اما تفاوتهایی وجود داره که مهمه بشناسیم:
نوجوانان مبتلا به شیزوفرنی کمتر هذیان دارند (یعنی باورهای غلط ثابت) ولی توهمهاشون مخصوصا شنیداری، بیشتره. مثلا ممکنه صداهایی بشنون که دیگران نمیشنون یا احساس کنن کسی داره تعقیبشون میکنه، بدون اینکه شواهد بیرونی وجود داشته باشه. کاهش عملکرد در مدرسه، بیتفاوتی، کنارهگیری از جمع، بیانگیزگی و رفتارهای عجیب هم ممکنه از علائم اولیه باشه.
در کودکان هم اگرچه شیوع کمتره، ولی اگر اتفاق بیفته، میتونه با علائمی مثل:
- توهمهای مکرر
- هذیانهای کودکانه و غیرعادی
- رفتارهای نامتعارف
- افت شدید تحصیلی
- انزوای اجتماعی
- تغییرات ناگهانی در خواب و اشتها بروز کنه.
مشکل اصلی اینه که بیشتر این نشانهها میتونن طبیعی هم به نظر برسن. ولی روانشناس بالینی یا روانپزشک آموزشدیده، میتونه از دل این علائم ظاهرا معمولی، خطر جدی رو بیرون بکشه.
اینجا تشخیص دقیق و زودهنگام، نجاتدهندهست. چون اگر شیزوفرنی در نوجوانی بدون درمان بمونه، آسیبهای جبرانناپذیری روی رشد هیجانی، تحصیلی و اجتماعی نوجوان وارد میکنه. برعکس، اگر زود تشخیص داده بشه، با درمان مناسب میشه جلوی پیشرفت بیماری رو گرفت و کیفیت زندگی فرد رو بالا برد.
مقایسه علائم مثبت، منفی و شناختی در شیزوفرنی
دسته علائم | تعریف / ویژگیها | نمونههای کلیدی | تشخیص (بر اساس DSM-5) |
علائم مثبت | تجربههایی هستند که به حالت عادی روان فرد اضافه میشن | – توهم (معمولا شنیداری؛ مثلا شنیدن صداهایی که دیگران نمیشنوند)- هذیان (باورهای نادرست و ریشهدار مانند توهمات گزند یا کنترل فکر)- گفتار آشفته (مثلاً پرش از موضوعی به موضوع دیگر بدون ارتباط منطقی)- رفتار بسیار آشفته یا کاتاتونیک (حرکات غیرقابل پیشبینی یا سکون کامل) | این علائم، هسته اصلی تشخیص هستند. دستکم یکی از علائم “توهم”، “هذیان” یا “گفتار آشفته” برای تشخیص طبق DSM-5 ضروری است. |
علائم منفی | کاهش یا فقدان عملکردهایی که در شرایط طبیعی انتظار میرود | – کاهش ابراز هیجان (صورت بیاحساس یا عاطفه کند)- بیانگیزگی و بیارادگی (مشکل در شروع یا ادامه فعالیتها)- آنهدونیا (ناتوانی در لذت بردن)- کنارهگیری اجتماعی- بیتوجهی به بهداشت یا ظاهر فردی | معمولا همراه با علائم مثبت در تشخیص دخیل هستند. شدت علائم منفی اغلب نشاندهنده پیشآگهی بیماری است. |
علائم شناختی | نقصهایی در عملکردهای ذهنی شامل حافظه، توجه و پردازش اطلاعات که بر کارکرد روزمره فرد تاثیر میگذارند. | کاهش سرعت پردازش اطلاعات- اختلال در حافظه فعال (مثل بهخاطر سپردن شماره تلفن)- مشکل در تمرکز و توجه پایدار- دشواری در یادگیری کلامی- اختلال در استدلال، حل مسئله و روابط اجتماعی | این علائم بهصورت مستقیم در معیارهای تشخیصی DSM-5 نیامدهاند، اما نقش مهمی در کیفیت زندگی، درمان و توانبخشی بیمار دارند. تشخیص آنها معمولاً از طریق تستهای عص |
علائم شیزوفرنی در زنان چیست؟
وقتی از شیزوفرنی حرف میزنیم یکی از مهمترین سوالهایی که توی جلسات رواندرمانی زیاد ازم پرسیده میشه، اینه: خانم دکتر، از کجا بفهمم علائمم مربوط به اضطراب شدیده یا شیزوفرنی؟
واقعیت اینه که شیزوفرنی مثل یک پازل پیچیده است. همهچیز از یه تغییر کوچک شروع میشه. علائم اولیه در زنان معمولا از اواخر بیستسالگی تا اوایل سیسالگی شروع میشن؛ البته گاهی حتی دیرتر. برخلاف مردان که علائمشون معمولاً در سنین پایینتر بروز میکنه.
شایعترین علائم شیزوفرنی در زنان:
- توهم شنوایی (مثل شنیدن صداهایی که دیگران نمیشنوند)
- هذیان (باورهای عجیب و اشتباه مثل اینکه کسی تعقیبشون میکنه)
- فکرپریشی یا اختلال در تفکر منطقی
- انزوای اجتماعی و کاهش تمایل به برقراری رابطه
- تغییرات خلقی شدید – شبیه افسردگی یا خشم ناگهانیپ
- اختلال در توجه و تمرکز
- کاهش انگیزه (مثلاً دیگه علاقهای به کارهایی که قبلاً براشون هیجانانگیز بوده، ندارن)
نکته مهم:
علائم در زنان اغلب پنهانتر و ملایمتر از مردان بروز میکنه. برای همین گاهی سالها طول میکشه تا تشخیص داده بشه. مخصوصا وقتی علائم شبیه اضطراب یا افسردگی بهنظر میرسه.
علل و عوامل خطر شیزوفرنی
شیزوفرنی مثل یه معمای پیچیدهست که نمیتونیم بگیم فقط یک دلیل داره. بیشتر وقتها، چند تا عامل با هم ترکیب میشن و این بیماری شکل میگیره. میخوام بهت بگم این عوامل چیان، طوری که انگار داریم کنار هم صحبت میکنیم.
عوامل ژنتیکی: بار ارثی بیماری
یکی از مهمترین چیزها، وراثت و ژنها هستن. اگر تو خانواده (مانند والدین یا خواهر و برادر) کسی شیزوفرنی داشته باشه، احتمال اینکه یکی دیگر از اعضا هم بهش مبتلا بشه بالاتر میره؛ اما اینطور نیست که یه ژن خاص باعث بشه، بلکه ترکیبی از چندین ژن هست که ریسک رو افزایش میده. یعنی یه جورایی ژنها مثل کارتهایی هستن که دستت میدی به زندگی، ولی خودشون به تنهایی نمیتونن بازی رو برنده یا بازنده کنن.
به طور خاص، مطالعهای در سال ۲۰۱۴ به بیش از ۸۳ ژن و ۲۸۷ جایگاه ژنومی اشاره کرده که در فرآیندهایی نظیر انتقالدهندههای عصبی و تنظیم سیستم ایمنی دخیلاند. این یافتهها تأکید میکنند که خطر ژنتیکی بهصورت تجمعی و از طریق آللهایی با اثرات کوچک منتقل میشود.
عوامل محیطی
عوامل محیطی میتوانند جرقههای کوچکی باشند که باعث شعلهور شدن بیماری میشوند. در ادامه بیشتر توضیح میدهیم.
- استرس خانوادگی: محیطهایی با هیجان ابرازشده (Expressed Emotion) بالا مشخص شده با انتقاد، خصومت یا درگیری عاطفی بیش از حد میتوانند به تشدید علائم و بازگشت بیماری کمک کنند.
- زمان تولد و عفونتهای مادر: نرخ بالاتر تولد در زمستان و اوایل بهار با افزایش شیوع اسکیزوفرنی مرتبط است، احتمالا به دلیل کمبود ویتامین D یا مواجهه با عفونتهایی مانند آنفلوآنزا در دوران بارداری.
- سلامت مادر: سوءتغذیه، چاقی مزمن یا ناسازگاری Rh نیز با افزایش ریسک همراه است.
- زندگی شهری: جمعیتپذیری بالا، انزوای اجتماعی و محرکهای مزمن محیطی در شهرهای بزرگ احتمال بروز بیماری را افزایش میدهند.
- سوءمصرف مواد: مصرف سنگین خصوصا بیش از ۵۰ بار استفاده خطر ابتلا را تا ۶ برابر افزایش میدهد. نیکوتین هم با نرخ وابستگی حدود ۹۰٪ در مبتلایان نقش پیچیدهای ایفا میکند و گاه بهعنوان نوعی «خوددرمانی» برای علائم مثبت تعبیر میشود.
روشهای تشخیص شیزوفرنی
تشخیص شیزوفرنی همیشه کار سادهای نیست، چون علائمش میتونن شبیه به مشکلات روانی یا حتی تغییرات طبیعی در زندگی باشن. ولی متخصصها چند تا راهکار دارن که بهشون کمک میکنه درست قضاوت کنن.
۱. مصاحبه روانپزشکی و ارزیابی بالینی
اولین و مهمترین قدم، صحبت کردن با فرد و بررسی علائمش هست. روانپزشک با دقت ازت سوال میپرسه درباره احساساتت، رفتارها، افکارت، خوابهات و روابط اجتماعیات. این صحبتها کمک میکنه بفهمه آیا علائم مثبت مثل توهم و هذیان وجود داره یا علائم منفی مثل کنارهگیری اجتماعی و کاهش هیجان.
۲. بررسی تاریخچه پزشکی و خانوادگی
فهمیدن اینکه آیا در خانواده کسی سابقه بیماریهای روانی مثل شیزوفرنی هست، خیلی مهمه. همچنین بررسی اینکه آیا دارو یا مواد مخدری مصرف میکنی که ممکنه علائم مشابه ایجاد کنه، بخشی از تشخیصه.
۳. ارزیابی علائم براساس معیارهای DSM-5
متخصصها برای تشخیص شیزوفرنی معمولا از راهنمایی به نام DSM-5 استفاده میکنن. این راهنما لیستی از علائم اصلی رو داره که باید حداقل دو تا از اونها برای مدت زمان مشخصی وجود داشته باشن. مثل توهم، هذیان، گفتار آشفته، رفتار کاتاتونیک یا علائم منفی.
۴. انجام تستهای روانشناختی و نوروسایکولوژیک
گاهی اوقات برای بررسی عملکرد شناختی مثل حافظه، توجه و حل مسئله، تستهای مخصوصی انجام میدن. چون شیزوفرنی معمولا باعث اختلال در این بخشها میشه.
۵. آزمایشهای پزشکی و تصویربرداری
برای اینکه مطمئن بشن علائم ناشی از بیماریهای جسمانی نیست، ممکنه آزمایش خون، ادرار و تصویربرداری مغز مثل MRI یا CT اسکن تجویز بشه. این کار به حذف دلایل دیگه کمک میکنه.
۶. مشاهده رفتار و عملکرد روزمره
گاهی روانپزشکها از خانواده یا اطرافیان میخوان که درباره تغییرات رفتار، عملکرد اجتماعی و تحصیلی فرد گزارش بدن. این اطلاعات خیلی کمککنندهست چون بعضی علائم ممکنه در جلسههای کوتاه قابل مشاهده نباشن.
درمان شیزوفرنی

گاهی مراجع روی صندلی روبهرو مینشینه و توی سکوتش میشه خستگی یه جنگ بلندمدت با صداها رو حس کرد… صداهایی که فقط خودش میشنوه، دنیایی که با بقیه فرق داره، ترسی که واقعیه حتی اگه ما نبینیمش. حالا وقتشه که آرومآروم درباره درمان شیزوفرنی باهات حرف بزنم.
۱. دارودرمانی
واقعیت اینه که بدون دارو اغلب مسیر درمان برای شیزوفرنی طاقتفرسا و پر از افتوخیز میشه. داروهای ضدروانپریشی (Antipsychotics) مثل هالپریدول، ریسپریدون، اولانزاپین یا آریپیپرازول کمک میکنن توهمات و هذیانها کنترل بشن؛ اما چیزی که خیلیها نمیدونن اینه که انتخاب دارو خیلی شخصیه. یعنی چی؟ یعنی چیزی که برای یک نفر معجزه میکنه، ممکنه برای یکی دیگه بیاثر یا حتی آزاردهنده باشه. برای همین همیشه باید دارودرمانی با نظر روانپزشک و پیگیری منظم انجام بشه.
۲. رواندرمانی: یادگیری
اینجا دقیقا جاییه که اتاق درمان پررنگ میشه. رواندرمانی توی شیزوفرنی کمک میکنه فرد یاد بگیره افکارش رو بشناسه، هیجاناتش رو کنترل کنه و واقعیت رو از توهمها تفکیک کنه.
جلسات من با مراجع شیزوفرن معمولا با سوالات ساده شروع میشه: “این فکری که اومد، از درون خودته یا از بیرون؟” یا “آیا همیشه این صداها باهات حرف میزنن یا فقط وقتهایی خاص؟” این مکالمهها بهظاهر ساده، ستونهای بازسازی شناختی هستن.
۳. حمایت خانواده
من همیشه به خانوادهها میگم: شما بخشی از درمان هستین نه فقط همراه بیمار. آگاهی خانواده از ماهیت شیزوفرنی، راههای مقابله با بحران، درک عود بیماری و حتی نحوه حرف زدن با بیمار میتونه همهچیز رو عوض کنه.
در جلسات آموزش خانواده، اغلب با جملاتی روبهرو میشم مثل: “فکر میکردیم داره ادا درمیاره…” و بعد، تازه اونجاست که درد نادیده گرفتن به فهم و همراهی تبدیل میشه.
۴. توانبخشی اجتماعی و شغلی
اگه فکر کنیم درمان فقط قطع صداهاست، خیلی از مسیر رو جا انداختیم. واقعیت اینه که شیزوفرنی فقط ذهن فرد رو درگیر نمیکنه، بلکه زندگی اجتماعی، شغلی و استقلالش رو هم تهدید میکنه. درمان واقعی یعنی کمک به فرد برای بازیابی توانمندیهاش: مهارتهای ارتباطی، پیدا کردن کار، مدیریت پول یا حتی فقط خرید کردن از سوپرمارکت.
۵. درمان ترکیبی و تداوم درمان
مهمه بدونی شیزوفرنی یه بیماری مزمنه. یعنی ممکنه دورههایی بهتر بشی؛ اما قطع درمان (مخصوصا دارو) بدون نظر پزشک، میتونه باعث برگشت علائم بشه. به همین دلیل همیشه در اتاق درمان میگم: «درمان یه مسیر ماراتنه، نه دوی سرعت». باید صبور بود، پیگیر، و کنار نیروی درمان ایستاد.
چطوری میشه با شیزوفرنی زندگی کرد؟
- پذیرش بیماری، نه تسلیم شدن
اولین گام اینه که بدونیم شیزوفرنی یه اختلال مزمنه، ولی قابل مدیریت. خیلی از مراجعینم وقتی فهمیدن که میتونن با کمک دارو، رواندرمانی و حمایت اطرافیان، زندگی باکیفیتی داشته باشن، انگار نفسی تازه کشیدن. - دارودرمانی منظم، نه سلیقهای
داروها ممکنه عوارض داشته باشن، ولی تنظیم دوز و انتخاب داروی مناسب کار روانپزشکه. خیلی از مشکلات وقتی پیش میان که بیمار سرِ خود دارو رو قطع میکنه یا بینظمی داره. - ساختن یک برنامه روزمره ثابت
بینظمی ذهنی رو با نظم بیرونی میشه مهار کرد. خواب منظم، وعدههای غذایی، زمان مشخص برای فعالیتها—همه اینا کمک میکنن که زندگی از دست نره. - پرهیز از مواد محرک یا مخدر
شیزوفرنی با مصرف موادی مثل حشیش یا الکل، شدیدتر میشه. متأسفانه خیلی از مراجعین من نمیدونستن که حتی یکبار مصرف هم میتونه علائمشون رو شعلهور کنه. - پشتیبانی اجتماعی؛ از تنهایی در نیا
حتی اگه احساس کنی کسی نمیفهمدت، همین که یکی کنارت باشه که قضاوتت نکنه، کلی فرق داره. گروههای حمایتی، خانواده، دوست صبور، حتی مشاور آنلاین. هرکسی که بهت حس همراهی بده، نعمته. - رواندرمانی مداوم
جلسات رواندرمانی، نهفقط برای کنترل توهم و هذیان، بلکه برای بالا بردن مهارتهای ارتباطی، حل مسئله و حتی کنار اومدن با برچسبهای اجتماعی ضروریه.
باورهای غلط درباره شیزوفرنی
بارها توی اتاق درمان، مراجعینی داشتم که وقتی متوجه شدن خودشون یا یکی از عزیزانشون مبتلا به شیزوفرنی هست، دنیا براشون تیره و تار شد. نه فقط به خاطر خود بیماری، بلکه بیشتر بهخاطر اون چیزی که مردم دربارهش فکر میکنن. پس بیا با هم بریم سراغ این باورهای اشتباه و بررسیشون کنیم.
شیزوفرنی یعنی چند شخصیت مختلف داشتن
واقعیت: این شایعترین باور اشتباهه! خیلیها فکر میکنن شیزوفرنی همون اختلال چند شخصیتی یا Dissociative Identity Disorder هست. در حالی که شیزوفرنی ربطی به داشتن شخصیتهای متفاوت نداره؛ بیشتر مربوط به توهم، هذیان، اختلال در تفکر و گاهی هم گوشهگیری از واقعیت روزمرهست.
افراد مبتلا به شیزوفرنی همیشه خطرناکن
واقعیت: بیشتر مبتلایان به شیزوفرنی، به هیچ عنوان خشونتآمیز نیستن. متأسفانه رسانهها این تصویر کلیشهای رو زیاد نشون دادن، ولی حقیقت اینه که خیلی از این افراد بیشتر قربانی خشونت هستن تا عاملش. اونها بیشتر نیاز به حمایت دارن تا قضاوت.
شیزوفرنی قابل درمان نیست
واقعیت: شیزوفرنی ممکنه بیماری مزمنی باشه، اما قابل درمان و مدیریتپذیره. با دارودرمانی، رواندرمانی، حمایت خانوادگی و برنامههای بازتوانی، خیلی از بیماران میتونن به زندگی نسبتاً نرمال برگردن. دیدن افراد موفق با شیزوفرنی چیز عجیبی نیست!
بیماران شیزوفرنی هیچ وقت نمیتونن زندگی عادی داشته باشن
عاطفی داشته باشن و حتی خانواده تشکیل بدن. فقط باید بدونیم که زندگی “عادی” برای هرکسی معنای خودش رو داره.
شیزوفرنی تقصیر خانوادهست
واقعیت: سالها پیش، نظریههایی بودن که مادر یا پدر سرد و بیعاطفه رو علت شیزوفرنی میدونستن. اما امروزه میدونیم که عوامل ژنتیکی، شیمی مغز، و فشارهای محیطی نقش اصلی رو دارن. این بیماری انتخاب یا نتیجه تربیت غلط نیست.
جمع بندی شیزوفرنی
همه ما در زندگی با چالشهایی روبهرو میشیم؛ اما شیزوفرنی از اون دسته چالشهاییست که نهتنها زندگی فرد رو تحتتاثیر قرار میده، بلکه خانواده، روابط، و حتی نگاه جامعه رو هم درگیر خودش میکنه. توی این مقاله سعی کردیم شیزوفرنی رو از زوایای مختلف ببینیم؛ از علائم و دلایل تا روشهای تشخیص و درمان، و حتی باورهای غلطی که سالهاست باهاش گره خورده.
اما شاید مهمترین چیزی که باید از این اتاق درمان با خودت ببری اینه که شیزوفرنی پایان دنیا نیست. هنوز هم میشه زندگی کرد. درمان، همراهی خانواده و شناخت درست بیماری، سه پایه مهم این مسیر هستند.
اگر سوالی برات باقی مونده یا دوست داری تجربهی خودت یا نزدیکانت رو به اشتراک بذاری، میتونی توی بخش دیدگاهها برامون بنویسی. روانشناسان ما در کوتاهترین زمان پاسخگو هستن. همچنین میتونی پیامها و تجربیات بقیه رو هم بخونی؛ شاید حرفی که اونا زدن، همون چیزی باشه که تو دنبالش بودی.
سوالات متداول
۱. آیا شیزوفرنی همان چندشخصیتی بودن است؟
خیر. شیزوفرنی با چندشخصیتی بودن تفاوت دارد. افراد شیزوفرن دچار توهم، هذیان و اختلال در تفکر و ادراک هستند، اما شخصیتهای متفاوت ندارند.
۲. آیا شیزوفرنی درمان قطعی دارد؟
خیر. شیزوفرنی درمان قطعی ندارد، اما با دارودرمانی، رواندرمانی و حمایت خانواده میتوان علائم را کنترل و کیفیت زندگی را بهتر کرد.
۳. آیا افراد شیزوفرن خطرناکاند؟
نه لزوماً. بیشتر افراد مبتلا خطرناک نیستند، ولی اگر درمان نشوند یا دچار توهمات شدید شوند، احتمال رفتارهای پرخطر افزایش مییابد.
۴. آیا استرس باعث شیزوفرنی میشود؟
نه بهتنهایی. استرس شدید میتواند محرک علائم در فرد مستعد باشد، اما علت اصلی نیست. عوامل ژنتیکی و زیستی نقش بیشتری دارند.
۵. آیا فرد مبتلا به شیزوفرنی میتواند ازدواج یا کار کند؟
بله. با درمان مناسب و حمایت روانی، بسیاری از مبتلایان میتوانند زندگی نسبتا طبیعی، ازدواج و حتی اشتغال داشته باشند.
منبع: my.clevelandclinic.org